تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٥ - تعريف اجمالى پيروزى در زندگانى
سختترين و شكننده و مرگبارترين زنجير كه آدمى را حتى از كوچكترين و از ناچيزترين اراده و تصميم در راه پيروزى باز مى دارد ، همين خود طبيعى است كه هيچ دست قدرتمندى توانايى باز كردن آن را ندارد جز دست خود ايده آل كه در درون آدمى به وجود بيايد . پس در حقيقت نخستين گام در راه پيروزى آوردن خود ايده آل است كه دست انسان را مى گيرد و به خودش مى سپارد ، زيرا بديهى است كه خود طبيعى همواره و در همه كس ساخته شدهء چهار زنجير ديگر است كه توانايى بالا رفتن و از افق بالا نگريستن به رويدادهاى فردى و اجتماعى و جذب شدن به تكامل عالىتر را ندارد . كسى كه در جستجوى تعظيم و حيرانى ديگران در بارهء خويش است و كسى كه مى خواهد جان كندنش در راه سعادت ديگران را در خود همان ديگران تماشا كند و تحسين و اشكريزى ديگران را هدف خود بسازد ، پولادينترين زنجير را بر دست و پاى جانش بسته است كه براى نابوديش همان زنجير كافى بوده و نوبت گذشت از موجوديتش را در راه سعادت ديگران ، به جان خود نمى گذارد . شخصيتى كه بايستى تمام زندگى و نيروهاى آن را به ضرورت نماهاى ساخته شدهء انسانها و طبيعت ، يا ضرورتهاى ابتدائى قابل انعطاف را در راه جلب توجه انسانها باج بدهد ، چگونه مى تواند از زير بار سنگين آن ضرورت نماها قد بلند كرده و از شكست جبران ناپذير رها شود بازار اين زنجير گران بار در طول تاريخ بشرى همواره رواج بوده است جلال الدين مى گويد :
طالب حيرانى خلقان شديم دست طمع اندر الوهيت زديم در هواى آن كه گويندت زهى بستهاى بر گردن جانت زهى
مى گويند : تفكرات عالى فلسفى و ايده ئولوژى و گرايش به اصول انسانى عالى امروزه كساد است و جوانان اجتماعات متمدن « به اصطلاح » رغبتى به آنها نشان نمى دهند و در بيان علتش فلسفه ها مى بافند و يك مسئله را كه علت حتمى اين بىرغبتىها است ، مورد بحث و كاوش قرار نمى دهند . اين علت عبارتست از صيقلى كردن