تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٦ - عقل جزئى هم مى تواند در فضاى حقايق به پرواز در آيد ، ولى با بال و پر آلوده به جهل و خود پسندى
شديدتر مى كند ، زيرا اگر آن درد ابراز مى گشت و چارهء خود را در مى يافت ، مانند عارضهاى بود كه به علتى به وجود مى آيد و با علت قوىترى از بين مى رود .
ولى هر اندازه كه درد آدمى در درونش مى ماند ، مانند زخم سرايت كننده از سطوح ابتدائى درون تدريجا به اعماق آن سرايت مى كند و كم كم به عقدهء بسيار تند و مخرب مبدل مى گردد .
اين اصل در موضوعات متقابل عوامل منفى نيز جريان دارد ، وقتى كه يك انبساط و شكفتگى روانى به جهت عوامل مخالف از درون آدمى زايل و بر طرف نگشت و تدريجا به عوامل تاييد كنندهء درونى پيوست ، از سطوح ابتدائى روان تجاوز نموده به سطوح عميق آن مى رسد و تا سر حد عشق درون را اشغال مى نمايد .
با اين مثال مى توان به اصالت و عظمت قانون افزايش باطنى به وسيلهء كاهش ظاهرى كه جلال الدين در دو بيت مورد تحليل بيان نموده است ، پى برد . به طور كلى چنين به نظر مى رسد كه پديده ها و موضوعات با ارزش انسانى نوعى از پيوستگى با منابع اصيل و بىكران دارند . عوامل ريشه دارى در جهان هستى وجود دارد كه هر گاه يكى از آن پديده ها و موضوعات سر به نيستى گذارند ، آن منابع را مى جوشانند بلكه ممكن است پديده ها و موضوعات زيادتر و عالىتر جانشين آن نابود شده گردند .
همچنين از نظر مبادى ماوراى طبيعت ، شخصى كه در راه خدا از زندگى محدود اين دنيا دست بر مى دارد ، به حيات ابدى در حوزهء رضوان الله نائل مى گردد .
((٤١٣٧)) خيز اى نمرود بر جوى از كسان نردبانى نايدت از كركسان
((٤١٣٨)) عقل جزئى كركس آمد اى مقل پر او با جيفه خوارى متصل
عقل جزئى هم مى تواند در فضاى حقايق به پرواز در آيد ، ولى با بال و پر آلوده به جهل و خود پسندى .
ما در مباحث عقل و عاقل و معقول دربارهء هويت عقل جزئى و كارى كه از