تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨١ - تفسير ابيات
گشته است ، مگو عقول همهء آدميان يكسان است ، زيرا غيرت حق تعالى پردهاى روى اسفل و اعلا انداخته و آنها را با يكديگر در آميخته است . خدا فرموده است : در روى زمين بگرديد و شانس و روزى خود را بيازماييد ، در همين مجالس كه حقير و عظيم با هم مخلوط شدهاند ، به جستجو بپرداز ، شايد عقلى پيدا كنى كه شايستهء پيامبران است زيرا ميراث پيامبر همان عقل است كه پيش و پس را مى بيند .
همچنين بينايى واقعى را در آن چشمها جستجو كن كه اين مختصر ياراى شرح آن را ندارد . براى همين است كه پيامبر ما از رهبانيت نهى فرموده است ، تا اين ملاقاتهاى ثمر بخش از انسان فوت نشود ، زيرا نظر صاحب نظران بخت و كيمياى جاودانى است .
همواره در ميان صلحا اصلحى وجود دارد كه پيغام رهبرى او را سلطان هستى امضا كرده است . دعاى آن اصلح مستجاب و بزرگان انس و جن نمى توانند با او برابرى كنند . هر شيرين و تلخى كه بخواهد در مقابل او قد بر افرازد حجت و برهانش ساقط و نابود خواهد گشت ، زيرا خداوند مى فرمايد : ما او را بلند و با عظمت كرده و عذر و حجت را در بارهء او بىاثر ساختهايم ، وقتى كه دست حق قبله را آشكار كرد ، كوشش براى پيدا كردن قبله مردود و بىهوده است . اكنون كه وعده گاه و مستقر نهايى پديدار شده است ، رو و سر از تحرى و تقلا بر گردان .
اگر لحظهاى از اين قبله غفلت بورزى ، سخرهء قبله باطل خواهى گشت . اگر سپاس تمييز دهنده را به جاى نياورى ، عظمت قبله شناسى از تو خواهد گريخت اگر از انبار معرفت نيكى و گندم مى خواهى ، حتى نيم ساعت هم از همراهان راه حقيقت دور مباش .
((٢٦٣١)) كاندران دم كه ببرّى زان معين مبتلا گردى تو با بئس القرين