تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢١ - تفسير ابيات
آشنا نمودن آدميان با جان و روان خود و بيرون كردن آنان از لجنزار حيطهء جانوران .
منتقل ساختن مرده هاى متحرك از محيط و اجتماع مرگبار به قلمرو حيات حقيقى و زنده كردن آنان .
پيوستن زندگانى طبيعى به حيات طيبهء الهى ، سپس آزاد كردن آن در حوزهء جاذبيت ربوبى .
اين است رسالت پيامبر و معناى مولا بودن او تصورى بس خطا كارانه است كه گمان كنيم : وظيفهء پيامبرى خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله تنها اين بود كه بتها را بشكند و خرافات جاهلانه را از ميان مردم مرتفع بسازد و نگذارد دختران را زنده به گور كنند و راه معاش را به آنان بنماياند و به مقدارى از عبادات معتادشان بسازد و سپس رو به زير خاك بگذارد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله همهء مسائل فوق را مطرح نموده در ابلاغ آنها به طور كامل بهدف خود رسيده و فرموده است :
« اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ اَلإِسْلامَ دِيناً ٥ : ٣ . » [١] ( من امروز دين شما را تكميل و نعمتم را بر شما تمام نموده اسلام را به عنوان دين نهايى براى شما پسنديدم ) .
ولى بنياد اساسى ابلاغ رسالت جوشانيدن منبع حيات طيبه در درون انسانها بوده است ، كه زنده شوند و خود را در يابند و حيات آزادانه به دست بياورند .
نابودى بتهاى جامد از بتخانه ها موقعى به ثمر مى رسد كه بتهاى جاندار از دلهاى آدميان بيرون رود ، امروزه كشورهاى متمدن بت پرست نيستند ، اما از پرستش حقيقى كه هدف زندگى است محرومند ، زيرا به آن آزادى روحى كه بدون آن به نعمت عظماى پرستش نمى توان نائل شد نرسيدهاند .
[١] سوره المائده ، آيهء ٣ . .