تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩١ - تفسير ابيات
هميشه محدود بوده و هرگز مطابق آن اميال وجود نداشته و پس از اين هم نخواهد داشت .
اين يك ضربهء شديد و مستمر است كه ميل نامحدود بجوشد و امكان اشباع آن محدود بوده باشد . آيا تلفات عمدهء انسانهايى را كه زباله دان تاريخ براى مطالعهء ما بر نهاده است ، ناشى از اين ضربهء مستمر نيست ؟ آيا وارد كنندگان اين ضربه مانند فرويد در نظريهء جنسى خود و ماكياولى در مسائل اجتماعى كه پيشنهاد مى كند و هابس كه در بارهء هويت انسانى مى گويد ، هيچ انديشهاى در اين ضربهاى كه وارد كردهاند در سر داشتهاند يا نه ؟ عامل دوم - اشتياق روان آدمى به كمال اعلا است كه با نامحدودى و مهار گسيختگى اميال تندترين تناقض را داشته و به هيچ وجه روى سازگارى با آن نشان نمى دهد . مهار گسيختگى اميال و نامحدوديت آنها است كه به قول جلال الدين : آدمى را مبدل به بردهء به زانو افتاده مى كند و از رها شدن روح بسوى كمال اعلا كه حتى آزادى اميال و احساسات را نتيجه خواهد داد مانع مى گردد .
شگفت انگيزتر از همهء عجايب روزگار اين است كه هر چه بشر به اصطلاحى « كه خود براى تسليت خود جعل كرده است » پيشرفت مى كند ، مهار گسيختگى و ميعان در طبيعت را بيشتر مى پرستد .
و نام اين جبر بىنهايت - جبر بىنهايت را آزادى مى گذارد تفسير ابيات دو برادر به برادر بزرگتر گفتند : كه ما پاسخهايى در درون جان خود مانند ستارگان در آسمان در مقابل گفتار تو داريم ، اگر آن پاسخها را نگوييم مخالف پاكبازى ما است و اگر فاش كنيم ، در اندوه و درد فرو خواهى رفت . ما مانند قورباغه در آب هستيم كه نمى توانيم دهان باز كرده و درد خود را بيان كنيم و اگر هم خاموش بنشينيم براى ما نوعى اختناق و بيمارى به بار خواهد آورد .
اگر نگوئيم و پاسخ را در درون خود حفظ كنيم ، آتشى در دل ما است كه