تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤ - مطلب دوم - مثنوى چيست ؟
و تكرار مى شود ، يك معناى بسيار ابتدايى و سطحى دارد كه در ذهن و سخنان عاميانه متداول است و آن كشش از زمان است كه پس از اين مى آيد و از مقابل ديدگانشان مى گذرد .
اكنون كه ساعتشان ٧ صبح را نشان مى دهد ، ما بعد اين ٧ آينده است ، چنانكه ما قبل ٧ گذشته است ، اكنون كه آفتاب غروب كرده و در تاريكى شب بسر مى برند ، طلوع آفتاب كه پس از اين صورت خواهد گرفت آينده است .
اين آينده هاى جزئى در نظر عاميان بيك ديگر مى پيوندد و آيندهء دور و مطلق را به وجود مى آورند مفهوم آينده معناى عميقتر ديگرى دارد كه خود كشش زمانى مجرد را به آرامى كنار مى گذارد و فرا رسيدن و شكوفان گشتن تدريجى معلولها و آثار گذشته و حال را در نظر مى گيرد . به اضافهء جهشها و رويدادهاى محاسبه ناشده كه ديروز و امروز در عرصهء علتها و عوامل ديده نشده است .
بنا بر اين ، آينده چيزى جز جلوه ديگرى از علل و رويدادهاى ديروز و امروز به اضافهء تازه ها نمى باشد .
مطلب دوم - مثنوى چيست ؟
اگر در تحقيق و ارزيابى اين كتاب از افراط و تفريط و مطلق بازىها بگذريم و بر سر كتاب مثنوى آن مثنوى بازى را در نياوريم كه يك آشپز به سر ماهى در مى آورد ، نخست ماهى از دريا گرفته شده را به دست مى آورد ، سپس آن را در ماهى تابه مى پزد و با چيزهايى كه آن را خوش طعم مى كند ، مى پزد و روى سفره مى گذارد .
بايد بگوييم : كتاب مثنوى براى آيندهء حتى خيلى دور و طولانى سخنان و حقايقى دارد .
در مقدمهء جلد سيزدهم از تفسير و نقد و تحليل در حدود دويست مطلب كه