تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٥ - تفسير ابيات
عنكبوتى است . اين كتاب درس بزرگ بدون احتياج به منجم استاد ، در اختيار همگان قرار گرفته است .
پيامبران الهى منجمان اين اصطرلابند . زيرا ديدن غيب تنها با ديده غيب ميسر است . مردم قرون و اعصار در چاه عميق دنيا افتاده و عكس خود را در آب ته چاه مى بينند و آن را مى خوانند . اينان واقعيت عكس را از درون خود چاه مى دانند نه از بيرون چاه . مثل اينان مثل همان شير فريب خوردهء خرگوش است كه عكس خود را در چاه ديد و به درون چاه افتاد .
بارها گفتهايم كه هر چه را در اين چاه دنيا مى بينيد ، عكسى از حقايق بيرون چاه است . و شيرى كه به چاه افتاد ، فريب خرگوش را خورد كه گفته بود : شيرى در چاه است كه دشمن خونين تست ، برو در چاه و او را بكش . آن شير مقلد هم مسخرهء خرگوش شد و خيالاتش جوشيد و جوشانيدش و نيانديشيد كه اين عكس از خود آب نيست ، و از جاى ديگرى منعكس شده است . تو هم اى ناتوان پنج حس برونى و عقل درونى ، كه همواره راه غلط پيش مى گيرند ، متوجه باش كه آن عداوت و خصومتى كه در عكس چاه مى بينى ، انعكاسى از قهر الهى است و گناهى هم كه در آن عكس مى بينى ، انعكاسى از گناه خود تست كه بايد آن را از طبع خود بشوئى و پاك كنى . آرى -
((٣١٥٣)) خلق زشتت اندر آن رويت نمود مر تو را او صفحهء آيينه بود
وقتى كه آيينهاى عكس زشت تو را منعكس مى نمايد . ضربه به آيينه وارد مساز -
آيينه گر روى تو بنمود راست خود شكن آيينه شكستن خطاست
ستارهء عالى مقامى در آب زلال منعكس مى شود و تو خاك بر آن ستاره مى پاشى كه اين ستارهء نحس و شوم پايين آمده و در آب رفته است تا سعادت ما را نابود كند و تو نادان گمان مى برى كه با اهانت به عكس ستاره و پوشانيدن آن ، ستاره از بين رفته است و نمى دانى كه آن عكس به عالم غيبى رهسپار شده است . ستارهء نحس تو در عالم بالا ثابت است و نحسى كه وجودت را فرا گرفته است مربوط به آن است . اگر چاره اى