تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٣ - آيه
((٢٦٥٣)) لعل او گويا ز ياقوت القلوب نى رساله خوانده نى قوت القلوب
((٢٦٥٤)) وعظ را ناموخته هيچ از شروح بلكه ينبوع كشوف و شرح روح
((٢٦٥٥)) زان مئى كان مى چو نوشيده شود آب نطق از گنگ جوشيده شود
((٢٦٥٦)) طفل نوزاده شود جبر و فصيح حكمت بالغ بخواند چون مسيح
((٢٦٥٧)) از كُهى كه يافت زان مى خوش لبى صد غزل آموخت داود نبى
((٢٦٥٨)) جمله مرغان ترك كرده جيك جيك همزبان و يار داود مليك
((٢٦٥٩)) چه عجب گر مرغ گردد مست او چون شنيد آهن صداى دست او
((٢٦٦٠)) صرصرى بر عاد قتّالى شده مر سليمان را چو حمالى شده
((٢٦٦١)) صرصرى مى برد بر سر تخت شاه هر صباح و هر مسا يك ماهه راه
((٢٦٦٢)) هم شده حمال و هم جاسوس او گفت غايب را كنان محسوس او
((٢٦٦٣)) باد چون گفتار غايب يافتى سوى گوش آن ملك بشتافتى
((٢٦٦٤)) كه فلانى اين چنين گفت آن زمان اى سليمان و شه صاحب قران
آيه « فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَه فِي اَلْبَحْرِ سَرَباً ١٨ : ٦١ » (١) ( وقتى كه حضرت موسى و يوشع بن نون به ميان دو دريا رسيدند ، ماهى خود را فراموش كردند ، ماهى راه خود را در دريا پيش گرفت ) .
« وَعَلَّمَ آدَمَ اَلأَسْماءَ كُلَّها ٢ : ٣١ . . . » (٢) ( و خداوند تمام اسماء و حقايق را به آدم تعليم كرد ) .
« فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عاماً ٢٩ : ١٤ » (٣) ( حضرت نوح در ميان آنان نه صد و پنجاه سال توقف كرد ) .
(١) سوره الكهف ، آيهء ٦١ . .
(٢) سوره البقره ، آيهء ٢١ . .
(٣) سوره العنكبوت ، آيهء ٢١ . .