تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤ - آيه
روايت
تفسير ابيات
« قالَ إِنِّي عَبْدُ الله آتانِيَ اَلْكِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا ١٩ : ٣٠ . . . » [١] ( حضرت عيسى در گهواره گفت من بندهء خدا هستم به من كتاب داده و پيامبرم كرده است ) .
« وَأَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ ٦٩ : ٦ » [٢] ( و اما قوم عاد ، با باد تند و بىامان هلاك شدند ) .
« وَلِسُلَيْمانَ اَلرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِه ٢١ : ٨١ » [٣] ( و باد وزنده را بر سليمان مسخر نموديم با دستور او به جريان مى افتاد ) .
« وَلِسُلَيْمانَ اَلرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَرَواحُها شَهْرٌ ٣٤ : ١٢ » [٤] ( و باد را بر سليمان مسخر نموديم ، صبحگاه مسافت يك ماه و شامگاه مسافت يك ماه را در مى نورديد . ) روايت « الجماعة رحمة و الفرقه عذاب » [٥] اجتماع و جمعيت رحمت است و پراكندگى عذاب است . ) تفسير ابيات از قضاى الهى موش و قورباغهاى در لب جوى با يكديگر آشنا گشتند ، وعده گاه و زمان معينى بامدادان هر دو را با يكديگر جمع مى كرد .
اين دو يار با وفا نرد دل با يكديگر مى باختند و سينه شان را از وساوس پاك و منزه مى كردند . اين ملاقات صميمانه قلب هر دو را انبساط و وسعت مى بخشيد و دايماً با يكديگر قصه ها مى گفتند و مى شنيدند . چه با زبان و چه بىزبان رازها با
[١] سوره مريم ، آيهء ٣٠ . .
[٢] سوره الحاقه ، آيهء ٦ . .
[٣] سوره الانبياء ، آيهء ٨١ . .
[٤] سوره سبا ، آيهء ١٢ . .
[٥] جامع الصغير ج ١ ص ١٤٤ . .