تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - تفسير ابيات
اكنون رفقا و همراهانم را از او كه هرگز روى از عارف برنمى گرداند ، مى خواهم . به ديده گان عارف با نظر حقارت منگريد ، زيرا -
((٢٨٦٠)) چشم عارف هست امان هر دو كون كه بدو يابيد هر بهرام عون
پيامبر ما بدان جهت شافع هر سوخته تبهكار است كه چشمش نلغزيده بود . او در شب تاريك اين دنيا كه پرده روى پرده انداخته و حقايق را پوشانيده است ، ناظر بر حق بود و قبلهء آمال و اميدوارىهايش . از وحى الم نشرح سرمهاى بر چشمانش كشيد و حقايقى را كه جبرئيل را ياراى ديدن آنها نبود ، دريافت . يتيمى را كه عنايت الهى سرمه بكشد ، در بىنظير و رشد يافته مى گردد . نور او بر همهء گوهرهاى درخشان پيروز شد و طالب مطلوب مطلق گشت .
چون وى همه مقامهاى بندگان را در نظر داشت ، لذا خداوند نام مباركش را شاهد نهاد . وسيلهء شاهد ، ديدگان تيز بين و زبان گوياى او است كه راز و نيازهاى شبانگاهىاش نمى گذارد هيچ راز پنهانى از ديدگاهش بگريزد .
اگر هزاران مدعى سر بر آورند و ادعاها براه بياندازند ، قاضى دادگر اعتنايى به آن ننموده و گوش به شهادت شاهد مى دهد . براى داوران در حكومتشان فنى جز اين وجود ندارد كه ديدگانشان را به وسيلهء شاهد روشن مى سازند . گفتار شاهد بدان جهت ديدگان قاضى است كه با ديدهء بىغرضانه راز را ديده است . مدعى هم از حقيقت راز مطلع است ، ولى ديد او با غرض آلوده و بر دل خود پردهاى از آن غرض كشيده است .
حق تعالى مى خواهد تو هم در اين دنيا زهد و تقوا بورزى ، تا از غرض ورزىها پاك و به مقام والاى شاهد بودن نايل گردى . نيز حق تعالى مى گويد : دست از غرض ورزى بردار ، تا سخن تو را بشنوم ، زيرا اين اغراض فاسد پردهء ظلمانى بر ديدگان آدمى است كه آن را مى پوشاند و آن همه اشياء بزرگ و پر هياهو را نمى بيند ، مگر نه اين است كه محبت بيك شىء چشم را در ماوراى آن شىء كور و گوش او را كر مى كند .