تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٩ - ارزش معرفتى را كه از عكس خود در آب ته چاه دنيا به دست آوردهايد خودتان تعيين كنيد
((٣١٣٧)) اى بسا بنيادها پنهان و فاش مضمر اين سقف كرد و اين فراش
((٣١٣٨)) آدم اصطرلاب گردون علوست وصف آدم مظهر آيات اوست
((٣١٤٠)) بر صطرلابش نقوش عنكبوت بهر اوصاف ازل دارد ثبوت
((٣١٤١)) تا ز چرخ غيب و از خورشيد روح عنكبوتش درس گويد با شروح
((٣١٤٢)) عنكبوت اين صطرلاب رشاد بىمنجم در كف عام اوفتاد
٣ - حواس و وسايل كمك حواس و ذهن ما ملاك موجوديت واقعيتها را با خود مى سنجند و معرفت برين را كه واقعيتى با قطع نظر از حواس و وسايل كمك حواس و ذهن وجود دارد ، در باره دريافتهاى تحققى خود دخالت نمى دهند . در اين دريافتها چه بازيگرىها و موضع گيرىهاى انتخابى كه صورت نمى دهند .
٤ - مى خواهيد خورشيد را ببينيد ، به قول ابو نصر فارابى با نور خود خورشيد مى بينيد .
٥ - شگفت آورترين همهء اينها ، اين است كه مى خواهند حقيقت خود را در ماده و شئون آن جستجو كنند .
خنده آورتر از همه اين است كه حتى خود را از همان عكسى كه مى بينند ، نمى توانند تحمل كنند و پا به فرار مى گزارند : -
مانندهء ستوران در وقت آب خوردن چون عكس خويش ديديم از خويشتن رميديم
آيا نمى خواهيد روزى با تمام خلوص و صفا پيرامون هم بنشينيم و غربى گرى و شرقى گرى و دانش بازى و فلسفه بافى را كنار بگذاريم و ارزش چنين معرفتى را به دست بياوريم و براى حيات مادى و معنوى خود مورد بهره بردارى قرار بدهيم ؟ اگر نمى خواهيد ، برخيزيد و دنبال اگويسم برويد كه نمايشى از من را كه تنها توجه به خود موجود و رابطه اش با محيط را به شما نشان مى دهد . كفايت بورزيد و دنبال رفتار شناسى بهيوريسم را بگيريد و به شناخت كفهاى مستقل نماى سطح درياى من آدمى