تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٧ - آيه
((٤٤٦٥)) گفت قاضى كاى صنم تدبير چيست ؟
گفت خانهء اين كنيزك بس تهى است
((٤٤٦٦)) خصم در ده رفت و حارس نيز نيست بهر خلوت سخت زيبا مسكنى است
((٤٤٦٧)) امشب ار امكان بود آن جا بيا كار شب بىسمعه است و بىريا
((٤٤٦٨)) جمله جاسوسان ز خمر خواب مست زنگى شب جمله را گردن زده است
((٤٤٦٩)) خواند بر قاضى فسونهاى عجب آن شكر لب وانگهانى از چه لب
((٤٤٧٠)) چند با آدم بليس افسانه كرد چون كه حوا گفت خور آن گاه خورد
((٤٤٧١)) اولين خون در جهان ظلم و داد از كف قابيل بهر زن فتاد
((٤٤٧٢)) نوح تابهء خانه مى پرداختى واهله بر تابه سنگ انداختى
((٤٤٧٣)) مكر زن بر فن او چيره شدى آب صافى وعظ او تيره شدى
((٤٤٧٤)) قوم را پيغام كردى از نهان كه نگه داريد دين زين گم رهان لوط را زن همچنين بد كافره خوانده باشى قصه آن فاجره يوسف از كيد زليخاى جوان مانده در زندان براى امتحان هر بلا كاندر جهان بينى عيان باشد از شومى زن در هر مكان
((٤٤٧٥)) مكر زن پايان ندارد ، رفت شب قاضى زيرك سوى زن بهر دبّ
آيه « وَتَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَهُمْ رُقُودٌ ١٨ : ١٨ » (١) ( گمان مى كردى كه اصحاب كهف بيدارند ، ولى آنان در خواب بودند ) « ضَرَبَ الله مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَتَ نُوحٍ وَاِمْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ ٦٦ : ١٠ » (٢) ( خداوند مثل زن نوح و زن لوط را به كسانى كه كفر ورزيدهاند ، مى زند اين دو زن در ازدواج دو بندهء صالح از بندگان ما بودند ) .
(١) سوره الكهف ، آيهء ١٨ . .
(٢) سوره التحريم ، آيهء ١٠ . .