تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٩ - عالىترين جلوه گاه آگاهى آدمى كه انديشه است ، نيز پر از واحدهايى است كه ناخود آگاه سر مى كشند و موجى مى زنند و رشتهء انديشه را به وجود مى آورند
و به مرحله علمى و تحققى رسيده است . اين فضول كيست كه مى گويد : كو و كجا و چگونه است آهنگ اركستر جوامع متمدن بشرى ؟ .
بسيار خوب ، ديگر از اين سؤالات مطرح نخواهيم كرد . آيا حق داريم از سبب افزايش كتابها و مقالات و فيلمهاى مربوط به پوچى زندگى و سرسام آور شدن آمار خود كشى بپرسيم ، يا اين هم نوعى از فضولى است كه نبايد در دنياى متمدن صورت بگيرد ؟ .
٣٣٣٢ ) ) نقشها گر بىخبر گر با خبر هست حاضر در كف نقاش در
((٣٣٣٣)) دم به دم در صفحهء انديشه شان ثبت و محوى مى كند آن بىنشان
عالىترين جلوه گاه آگاهى آدمى كه انديشه است ، نيز پر از واحدهايى است كه ناخود آگاه سر مى كشند و موجى مى زنند و رشتهء انديشه را به وجود مى آورند .
مى دانيم كه جريانات منطقى انديشه ، همواره همراه با آگاهى تلقى مى شود ، يعنى انسان به اين جريان فكرى : « حسن خردمندى است » و « هر خردمندى مفيد بر جامعه است » ، « پس حسن مفيد بر جامعه است » كه در ذهن ، او براه افتاده است ، آگاهى دارد . زيرا تشكل قضاياى مزبوره در قلمرو درون كه پر از ميليونها واحد تصورى و احساسى و تصديقى است ، بدون حذف و انتخاب امكان پذير نمى باشد .
به جريان انداختن قضاياى مربوطهء فوق بىشباهت به استخراج عكس آدمى از كاريكاتورى به شكل درخت پيچا پيچ نيست .
همچنين انديشه هاى رياضى و هنرى و ساير مسائل علمى ، ولى به نظر مى رسد كه اين نوع جريانات فكرى كه به وسيلهء اصول و قوانين تثبيت شدهاى در درون ما براه