تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٥ - مطلب چهارم - تبدل كيفيت به كميت
فعاليت زراعتى لازم كه پديدهء سنبل را در دنبال مى آورد . و افزايش فعاليت غريزهء جنسى تا حدى كه اشباع آن لازم مى شود و به انعقاد نطفه در رحم مادر منتهى مى گردد . . . صورت دوم كميتهايى است كه براى ايجاد يك كيفيت مخصوصى ، نيازى به آن ندارند كه خود داراى هويت و خاصيت معينى بوده باشند ، مانند مثال گذشته ، ( گسيخته شدن سطل آب از طناب به جهت تراكم قطرات آب ) زيرا ممكن است به جاى تراكم قطرات آب دانه هاى شن هم موجب گسيخته شدن طناب بوده باشد . در اين صورت نبايد چنين فرض كنيم كه كميتهاى محض و بدون نمود خاص به كيفيت مبدل شده است ، بلكه پديده گسيختن طناب ، ناشى از تمام شدن مقاومت طناب است كه در مقابل بيشتر از ثقل معين نمودار مى گردد . پس در حقيقت افزايش ثقل عينى است كه طناب را بريده است ، چنانكه ثقل شن هم مى توانست جاى ثقل آب را بگيرد ، عدم مقاومت مفتول پلاستيكى هم مثلًا مى توانست جاى عدم مقاومت طناب را بگيرد و در اندازهء معينى از ثقل ، بريده شدن نمودار گردد . اين نكتهء مهم را بايد در نظر بگيريم كه بريدن طناب به وسيلهء ثقل مانند تبديل اكسيژن و هيدروژن به آب نيست ، يعنى هويت بريدن شدن طناب در آغوش افزايش قطرات آب يا دانهء شن ، مانند بودن يك معلول در آغوش علتش نمى باشد . بدان جهت كه در اين نوع از تبدلها ، كميتها علت كيفيت نيست ، براى به دست آوردن معرفت كيفيتى كه بروز خواهد كرد نمى توان از خود افزايش كميتها و ساير تحولات آنها بهره بردارى نمود ، بلكه بايستى عوامل ديگرى را كه به انواع مختلف در مقدمه يا نتيجهء تحول كميتها را احاطه كرده است به حساب آورد .
مطلب چهارم - تبدل كيفيت به كميت اين مطلب را در مقابل تبدل كميت به كيفيت مطرح نمى كنند و بهمان اصل گذشته ( تبدل كميت به كيفيت ) قناعت مى ورزند . در صورتى كه جريان تبدل از كيفيت به كميت هم در جهان درونى و بيرونى تحقق دارد . بلكه از يك نظر مى توان گفت :