تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٣٧ - عقل جزئى هم مى تواند در فضاى حقايق به پرواز در آيد ، ولى با بال و پر آلوده به جهل و خود پسندى
دستش بر مى آيد ، مسائلى را متذكر شدهايم . در اين مورد نكتهاى را كه در دو بيت مورد تحليل وجود دارد ، بيان مى كنيم :
عقول جزئيه كه حواس طبيعى و وسايل ساخته شده براى كمك به حواس و ادراكات معمولى ذهن را تكيه گاه خود قرار مى دهد و نمى تواند قدم به ما فوق آنها بگذارد ، درست مانند آن پرنده است كه بال و پرش آلوده به گل و مواد زمينى بوده باشد ، سنگينى آن مواد ، مانع از پرواز مرتفع و طولانى و مشرفانهء او مى گردد . زيرا - عقل جزئى دو تكيه گاه اساسى دارد :
تكيه گاه يكم عقل جزئى به حواس طبيعى تكيه مى كند - حواس طبيعى نمودها و اشكال را در شرايط مخصوص در مى يابد و هيچ يك از آنها را پيوسته به ساير اصول و مبادى جهان درك نمى كند و از طرف ديگر هر فعاليتى را كه حواس آدمى در راه درك اشياء صورت مى دهد ، به جهت دخالت موقعيت اختصاصى كه دارد ، نمى تواند آن اشياء را ناب و خالص دريابد .
تكيه گاه دوم تعقل كارگاه ذهن آدمى است .
اين كارگاه تمام اجزاء و پيچ و مهره هاى خود را با الكتريسيته و روغنهايى به كار مى اندازد كه محيط زيست براى او آماده كرده است .
آن چه را كه محيط زيست به ذهن آدمى سرازير مى كند ، مانند پديده هاى بىطرف در گوشهاى از ذهن به عنوان تماشاگر دست به سينه نمى ايستند ، بلكه با هر گونه فعاليت ذهنى مخلوط گشته به بازيگرى جدى در ذهن آدمى مى پردازند .
تكيه گاه سوم - عقل جزئى عبارت است از هدف گيرىهاى خود طبيعى آدمى . شايد اين تكيه گاه مهمترين مواد سنگين كنندهء پر و بال عقل است كه او را از پرواز در فضايى كه در ديدگاه درونى آدميان قرار گرفته است باز مى دارد .
با اين عوامل سه گانه كه بال و پر عقل جزئى را آلوده ساختهاند ، چگونه مى توان طيران به فضاى شناخت هستى را از عقل جزئى توقع داشت ؟