تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧١ - مظلوم باش و ظالم مباش ، چه معنا مى دهد ؟
بشر از اين بيمارى از خود بىگانگى بايستى تضاد و ضرورت وابستگى و استقلال او را به طور منطقى هماهنگ ساخته و شخصيت او را به دست خود سپرد .
((٤٧٢٤)) شكر كن اى مرد درويش از قصور كه ز فرعونى رهيدى وز كفور
((٤٧٢٥)) شكر كه مظلومى و ظالم نه اى ايمن از فرعونى و هر فتنه اى
مظلوم باش و ظالم مباش ، چه معنا مى دهد ؟
مسلم است كه منظور جلال الدين از اين مصرع كه « شكر كه مظلومى و ظالم نهاى » آن نيست كه گردن بىنوايان را به لبهء شمشير بران نيرومندان بسپارد . و نمى خواهد بگويد : ظالم مباش ، ولى اگر به تو ظلم كردند ، بپذير - زيرا - اگر اين جمله را به طور عموم بپذيريم ، خود دستور جلال الدين نقض و مختل خواهد گشت . مگر پذيرفتن ظلم به خويشتن به عنوان ظالم لنفسه تطبيق نمى گردد ؟ خود جلال الدين هم در ابيات دفاتر گذشته اين مسئله را تاكيد كرده بود كه هر شاخهء جوانهاى را كه از وجود خود مى بريد ، در حقيقت دست به نوعى خود كشى مى زنيد . اين آيهء قرآنى را دقت كنيم :
« إِنَّ اَلَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ اَلْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ ؟ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي اَلأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصِيراً ٤ : ٩٧ . (١) ( كسانى را كه فرشتگان در حالى كه به خويشتن ستم پذيرفتهاند ، دريابند ، به آنان مى گويند : در چه وضعى بوديد ؟ مى گويند : ما در روى زمين بىنوايان بوديم ، فرشتگان مى گويند : مگر زمين خدا پهناور نبود كه در آن مهاجرت كنيد ، جايگاه آنان دوزخ و جايگاه نهايى بدى است ) .
(١) سوره النساء ، آيهء ٩٧ . .