تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٣ - تعريف اجمالى پيروزى در زندگانى
دوم - مقصود از بر داشتن زنجيرهاى پنجگانه اين نيست كه انسان مى تواند به آن پيروزى برسد كه ضرورتهاى عالم هستى را از كار بياندازد و در مقابل خود پوچ نمايد . بلكه مقصود اين است كه با درك و خواستى كه از اعماق درونش مى جوشد از موقعيت ضرورتهاى پست به موقعيت ضرورتهاى عالى نقل شخصيت نمايد .
به عنوان مثال يك دانش پژوه كه در مرتبهء نازله در ميان ضرورتهايى از قبيل عشق به هماهنگى دانش با خواسته هاى احساسات خام ، برجستگى در دودمان و به دست آوردن وسيلهء پول و مقام و شهرت و محبوبيت اجتماعى ، به مرتبهء عالىتر جذب شدن ، را در مغز خود مى پروراند ، بايستى ضرورتهايى را كه والاتر از او قرار گرفته است بر خود و پيرامونش مطرح بسازد و به سوى آن حركت نمايد . اين مطلبى است كه آخرين جمله براى دفع غائله بسيار ممتد و جنجالى جبر و اختيار به ميان كشيده شده است .
مثلًا آقايان دانش جويان عزيز و اساتيد عظام ، وقتى كه مى گوييم خود طبيعى بايستى از دست و پاى روح آدمى بر طرف شود ، مقصود آن نيست كه روح آدمى مى تواند عوامل و مقتضيات غرايز طبيعى و حيوانى را از خود دور كند و در فضاى خالى به پرواز در آيد ، بلكه مى گوييم : شرط پيروزى عبارت است مثلًا از تبديل حس انتقام جويى درنده خويى ، به بر طرف ساختن عامل مضر . با در نظر گرفتن اين كه براى برطرف ساختن يك پديدهء فاسد در انسان ، نابود كردن آن ، راه بسيار طولانى و دشوار در پيش وجود دارد . تبديل احساس خام به دريافت هماهنگ با انديشه ، اين است معناى باز كردن يكى از حلقه هاى زنجير يكم از دست و پاى روح در راه پيروزى ، و همچنين ساير زنجيرها .
تعريف اجمالى پيروزى در زندگانى اگر جريان معتدل زندگى يك فرد يا يك اجتماع را به جريان آب در جويبار تشبيه كنيم ، پيروزى عبارتست از نفوذ آن آب در درختها و جانداران و بهره ور ساختن