تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٥٨ - تفسير ابيات
منحصر ساختن وسيلهء معرفت در حواس طبيعى ، اجتناب بورزد و از هر يك از دو قلمرو درون و برون مطابق اختصاصاتى كه هر يك از آن دو دارند بهره بردارى نمايد . خود جلال الدين يكى از مسئوليتهاى انسان را در روز رستاخيز ، به كار نبردن حواس معرفى كرده و مى گويد :
« پنج حس را در كجا پالودهاى ؟ »
تفسير ابيات مرحبا به آن جويبار كه اصل همهء اشياء بوده و تو را از هر جويبارى بىنياز مى سازد . تو اگر از صد چشمهء شربت بهره ور گردى ، در آن هنگام كه چيزى از آن چشمه ها كم شود از خوشىهاى تو مى كاهد .
اما اگر از درون تو چشمهء عالى بجوشد ، ديگر نيازى به دزديدن چشمه هاى برونى نخواهى داشت . يك چشمهء آب در درون خانه بهتر از نهر بزرگى است كه درون كاشانهء تو نباشد . اگر روشنايى چشم تو بسته به آب گل بوده باشد ، نتيجهء دايمى اين چشم روشنى درد دل خواهد بود .
در اين مثال دقت كن : اگر چشمهاى از بيرون قلعه به درون قلعه جريان داشته باشد ، در زمان آرامش و امن ، مردم آن قلعه از چشمه سارى كه از بيرون مى آيد بهره مند مى شوند ، ولى -
((٣٦٠١)) چون كه دشمن گرد آن حلقه زند تا كه اندر خونشان غرقه كند
((٣٦٠٢)) آب بيرون را ببندند آن سپاه تا نباشد قلعه را ز آنها تباه
در اين موقع يك چاه شور درون قلعه ، بهتر از صد جيحون شيرين بيرون قلعه مى باشد . در آن هنگام كه قاطع الاسباب و لشكرهاى مرگ مانند فصل خزان براى بريدن شاخ و برگ حيات هجوم مى آورند ، طراوت بهار برونى چه نتيجهاى خواهد داد مگر آن بهار روى يار كه در اعماق جانت سرسبز و با طراوت است . دنيا را بدان جهت دار الغرور ناميدهاند كه در هنگام عبور از اين خاكدان ، پا بعقب مى كشد . پيش از آغاز عبور