تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٨٠ - باز گشتن غريب مصر به بغداد و يافتن گنج را در خانه خود
آيه
روايت
تفسير ابيات
((٤٣٨١)) او و كعبه اش مى شود مخسوفتر از چه است اين ؟ از عنايات قدر
((٤٣٨٢)) از جهاز ابرهه همچون دده آن فقيران عرب منعم شده
((٤٣٨٣)) او گمان برده كه لشكر مى كشد بهر اهل بيت خود زر مى كشد
((٤٣٨٤)) اندر اين فسخ عزايم و آن همم در تماشا بوده بر ره هر قدم
((٤٣٨٥)) خامه آمد گنج زر را باز يافت كارش از لطف خدايى ساز يافت تا بدانى حكمت فرد قديم ايمنىها مى نهد در خوف و بيم يادم آمد قصهء شه زادگان گوش هوش آور به من بشنو بيان
آيه « أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ الله لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ١٠ : ٦٢ » (١) ( بدانيد كه خوفى به اولياء الله نيست و آنان اندوهگين نمى باشند ) .
روايت « عن امير المؤمنين عليه السلام عرفت الله بفسخ العزائم و حل العقود » . (٢) ( خداوند را با بهم زدن تصميمها و باز كردن بسته شده ها شناختم ) تفسير ابيات آن فقير در حال سجده و ركوع و شاكرانه از مصر به بغداد باز گشت . در طول راه از معكوس بودن وضع روزى و راه جويندگى ، حيران و مست و در شگفتى فرو رفته بود . كه خداوند ذو الجلال مرا به كجا اميدوار كرده بود و از كجا جودش را بر من عطا فرمود : اين چه حكمت بود كه آن منبع و كان مقاصد مرا از خانه بيرون كرد و در حالى كه در عين گم راهى شاد بودم شتابان به ضلالت مى رفتم و هر لحظهاى از مقصد جدا مى گشتم . باز حق تعالى عين همان ضلالت را با جود و عنايت الهىاش وسيلهاى براى رشد و سود نمود . او خدايى است كه -
((٤٣٤٢)) گم رهى را منهج ايمان كند كژ روى را مقصد عرفان كند
(١) سوره يونس ، آيهء ٦٢ . .
(٢) مجمع البحرين ، طريحى ، ص ٥٠٦ . .