تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٥ - رجوع به قصهء موش و چغز و ربودن زاغ موش و چغز را
روايت
تفسير ابيات
((٢٩٦٢)) عقل گويد چشم را نيكو نگر دانه هرگز كى رود بىدانه بر
((٢٩٦٣)) زين سبب آمد سوى اصحاب كلب هست صورتها حبوب و مور قلب
((٢٩٦٤)) زان شود عيسى سوى پاكان چرخ بد قفصها مختلف يك جنس فرخ
((٢٩٦٥)) اين قفص پيدا و آن فرخش نهان بىقفص كش كى قفص باشد روان
((٢٩٦٦)) اى خنك چشمى كه عقلستش امير عاقبت بين باشد و جبر و قرير
((٢٩٦٧)) فرق زشت و نغز از عقل آوريد نه ز چشمى كه سيه گفت و سپيد
((٢٩٦٨)) چشم غرّه شد به خضراى دمن عقل گويد بر محك ماش زن
((٢٩٦٩)) آفت مرغ است چشم كام بين مخلص مرغ است چشم دام بين
((٢٩٧٠)) دام ديگر بد كه عقلش در نيافت وحى غايب بين بدين سوز آن شتافت
((٢٩٧١)) جنس و ناجنس از خرد تانى شناخت سوى صورتها نشايد زود تاخت
((٢٩٧٢)) نيست جنسيت به صورت لى و لك عيسى آمد در بشر جنس ملك
((٢٩٧٣)) بركشيدش فوق اين نيلى حصار مرغ گردونى چو چغزش زاغوار
روايت « عن محمد بن ابى طلحه عن الصادق عليه السلام عن آبائه عن النبى صلى الله عليه و آله قال للناس : اياكم و خضراء الدمن قيل يا رسول الله و ما خضراء الدمن ؟ قال المراه الحسناء فى منبت السوء » (١) ( از محمد بن ابى طلحه روايت شده كه حضرت امام صادق از پدرانش از پيامبر اكرم : چنين روايت كرده است كه پيامبر به مردم فرمود : بپرهيزيد از سبزىهاى روى مواد گنديده . از آن حضرت پرسيدند معنايش چيست ؟ فرمود : زن زيبا در روييدنگاه زشت و بد ) .
تفسير ابيات اين سخن هم پايانى ندارد ، برويم به داستان موش كه در لب جو منتظر ماست . آن سرشتهء عشق رشتهء عشق را به اميد وصال قورباغه مى كشد و دم بدم
(١) وسائل الشيعه ، شيخ حر عاملى ، ج ٥ ص ١٩ ، به نقل از معانى اخبار و مقنعه مفيد . .