تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٥ - تفسير ابيات
حكايت شتر و گاو و قوچ كه بندى گياه در راه جستند
تفسير ابيات
حكايت شتر و گاو و قوچ كه بندى گياه در راه جستند
((٢٤٥٧)) اشتر و گاو و قچى در پيش راه يافتند اندر روش بندى گياه
((٢٤٥٨)) گفت قچ بخش ار كنيم اين را يقين هيچ يك از ما نگردد سير از اين
((٢٤٥٩)) ليك عمر هر كه باشد بيشتر اين علف او راست اولى گو بخور
((٢٤٦٠)) كه اكابر را مقدم داشتن آمدست از مصطفى اندر سنن
((٢٤٦١)) گرچه پيران را در اين دور اين لئام در دو موضع پيش مى دارند عام
((٢٤٦٢)) يا در آن لوتى كه بس سوزان بود يا بر آن پل كز خلل ويران بود
((٢٤٦٣)) خدمت شيخى بزرگى قائدى عام نارد بىقرينهء فاسدى
((٢٤٦٤)) خيرشان اين است چه بود شرّشان قبحشان را باز دان از فرّشان
تفسير ابيات شتر و گاو و قوچى همراه مى رفتند ، در راه بند گياهى را پيدا كردند و قوچ گفت : اگر اين بند گياه را تقسيم كنيم ، يقيناً هيچ يك از ما سير نخواهد گشت ، پس بهتر اين است كه به بينيم عمر كدام يك از ما بيشتر است ، اين علف را به او بدهيم و راضى شويم كه او بخورد ، زيرا از سنت پيامبر است كه بايد بزرگان را مقدم بداريم . اگر چه در اين دوران كه بازار پست سيرتان گرم است بزرگان را در دو موقع پيش مى اندازند : يكى در آن موقع كه در سر سفره نشستهاند و غذا خيلى گرم است به بزرگ تعارف مى كنند كه ميل بفرماييد ديگرى موقعى است كه مى خواهند از پل ويران بگذرند عاميان كه رهبران الهى را درك نمى كنند و از پستىهاى خود بينى و سود جوئى سر بلند نكردهاند ، خدماتى را كه به بزرگان انجام مى دهند ، به انگيزگى عوامل فاسد است . اين خير و خوبىهاى عاميان است ، ببينيد شر آنان چيست ؟ تو مى توانى از اين خوبىها و تمجيدهايشان قبح و وقاحت آنان را در يابى .