تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٧ - تفسير ابيات
لابه كردن موش مر چغز را كه بهانه مى انديش و در امر من تأخير مى انداز كه و في التأخير آفات و تمثيل
آيه
تفسير ابيات
لابه كردن موش مر چغز را كه بهانه مى انديش و در امر من تأخير مى انداز كه و في التأخير آفات و تمثيل
((٢٧١٤)) صوفيى را گفت خواجهء سيم پاش اى قدمهاى تو را جانم فراش
((٢٧١٥)) يك درم خواهى تو امروز اى شهم يا كه فردا چاشتگاهى سه درم
((٢٧١٦)) گفت ده نيمى درم راضىترم كه دهى امروز و فردا صد درم
((٢٧١٧)) سيلى نقد از عطاى نسيه به نك قفا پيشت كشيدم نقد ده
((٢٧١٨)) خاصه آن سيلى كه از دست تو است هم قفا هم سيليش مست تو است
((٢٧١٩)) هين بيا اى شادى جان و جهان خوش غنيمت دار نقد اين زمان
((٢٧٢٠)) در مدزد آن روى ماه از شب روان سر مكش زين جوى اى آب روان
((٢٧٢٢)) چون ببينى بر لب جو سبزه مست پس بدان از دور كانجا آب هست
((٢٧٢٣)) گفت سيماهم وجوه كردگار كه بود غماز باران سبزه زار
((٢٧٢٤)) گر ببارد شب نبيند هيچ كس كه بود در خواب هر نفس و نفس
((٢٧٢٥)) تازگىّ هر گلستان جميل هست بر باران پنهانى دليل
آيه « سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ اَلسُّجُودِ ٤٨ : ٢٩ » (١) ( سيماى آنان از اثر سجود در صورتشان پيدا است . ) تفسير ابيات يك خواجه ى سيم بخش به يك صوفى گفت : اى جانم فراش قدمهايت ، آيا مى خواهى كه امروز يك درهم به تو بدهم يا فردا بامداد سه درهم ؟ صوفى گفت : اگر امروز نيم درهم بدهى راضىتر از آنم كه فردا صد درهم بدهى . زيرا -
سيلى نقد از عطاى نسيه به نك قفا پيشت كشيدم نقد ده
(١) سوره الفتح ، آيهء ٢٩ . .