كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم - التهانوي، محمد علي - الصفحة ١٠٨٥ - فائدة
الأبواب. و كثير من المشايخ قالوا: في حال فقدان الشيخ الكامل الذي يرشد و يربّي السّالكين فإنّ الالتزام بالصلاة على النبي صلّى اللّه عليه و سلّم هي الطريق الموصل للطالب الصادق و المريد الواثق. و كلّ من أكثر من الصلاة عليه فإنّه يراه في المنام و في اليقظة.
و قال مشايخ الشاذلية التي هي شعبة من الطريقة القادرية: إنّ طريق السلوك لتحصيل المعرفة و القرب الإلهي في زمان فقدان الولي الكامل و المرشد الهادي إنما يكون بالتزام ظاهر الشريعة و إدامة الذّكر و التفكّر و كثرة الصلاة على الرسول صلّى اللّه عليه و سلّم، فإنّه يظهر نور من كثرة الصلاة في باطن المريد، و به يتضح له الطريق، و تصله الإمدادات من الرسول صلّى اللّه عليه و سلّم بدون واسطة. و رجّح بعضهم و فضّلوا الصلاة على الذّكر من حيث التوسّل و الاستمداد، و لو أنّ الذّكر في حدّ ذاته أشرف و أفضل.
هذا خلاصة ما في مدارج النبوة و شرح المشكاة و سفر السعادة [١].
[١] و شيخ عبد الحق دهلوي رحمة اللّه عليه در مدارج النبوة در بيان وجه وجوب صلاة على النبي صلّى اللّه عليه و سلّم بر امت فرمودهاند كه پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و سلّم احسان كرده است در حق ما بهدايت و اميد است در آخرت بشفاعت لهذا امر كرد أو تعالى بقضاي حق وى كه بر ما است بنظر احسان وى كه در دنيا كرده است و امر كرد بتقرب و ارتباط باطني با او بملاحظه رجاي شفاعت ازو كه در عقبى خواهد بود و چون خداى تعالى دانست كه ما أز أداي حق أو بجهت آنكه در دنيا هدايت فرموده و هم از تحصيل تقرب او به اميد آنكه در عقبى شفاعت خواهد نمود عاجزيم امر كرد ما را بدعا كه بسپاريم به خداى تعالى و در خواهيم از او كه رحمت بفرستد بر او چنانچه لائق بجناب عظمت وى است صلّى اللّه عليه و سلّم و اختلاف است در حكم صلاة بر آن حضرت مختار فرض است در عمر يكبار بدليل صيغه امر كه براى وجوب است مقتضي تكرار نيست و بعضى گفتهاند كه واجب است اكثار آن بىتقييد وقت و بلا تعيين عدد زيرا چه او تعالى امر فرموده است بآن و مر آن را وقتى معين و عددى مقرر نگردانيد پس واجب است بر ما كه حتى الوسع هر قدر كه توانيم و هر وقت كه دانيم بجا آريم و بعضى گفتهاند كه واجب است هر بار كه اسم شريف وى مذكور شود و بعضى علما گفتهاند كه همين مختار است و در مواهب گفته كه باين قائل است طحاوي و جماعتي از حنفيه و جماعتى از شافعيه و مالكيه و استدلال كردهاند اين جماعت بحديث رغم انف من ذكرت عنده فلم يصل عليّ رواه الترمذي و صححه الحاكم و حديث شقي عبد ذكرت عنده فلم يصل عليّ اخرجه الطبراني و عن علي رضي اللّه عنه قال قال رسول اللّه عليه و سلّم البخيل الذي ذكرت عنده فلم يصل عليّ رواه الترمذي زيرا كه وعيد بر ترك از علامات وجوب است و نيز فائده امر بصلاة بر آن حضرت مكافات احسان اوست و احسان وى مستمر و دائم است پس واجب شود هر وقتى كه ذكر كرده شود چنانكه نماز كه شكر نعمتهاى إلهي است و نعمتهاى إلهي در هر زمان است پس واجب شد نماز در اوقات شريفه اما جمهور علماء قول اوّل را ترجيح دادهاند و فرمودهاند كه وجوب اكثار و نيز وجوب تكرار وقت ذكر آن حضرت سيد ابرار از هيچ يكى از صحابه و تابعين منقول نيست پس اين قول مخترع است و بجهت آنكه متمسك درين باب قول او تعالى يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً است و صيغه امر موجب تكرار و مقتضي آن نيست بلكه محتمل تكرار هم نيست چنانكه در كتب اصول مصرح است و نيز در شرع هيچ عبادتى نيست كه بدون تعيين وقت و عدد و مقدار واجب باشد و با جهالت آنها وجوب آن مستمر و دائم باشد و اگر در هر وقت ذكر آن حضرت واجب باشد لازم مىآيد كه مؤذن و سامع آذان و مقيم و سامع اقامت را واجب باشد و هم بر قاري چون بگذرد به آيتى كه در وى ذكر آن حضرت است و نيز چون كسى كلمه توحيد و شهادتين بخواند يا بشنود خصوص كسي كه در اسلام داخل شود و كلمه توحيد و شهادت بخواند و امثال ايشان و حال آنكه از سلف و خلف اصلا منقول نيست و نيز حدثنا و حمد حق تعالى هر وقت كه ذكر كرده شود واجب نيست پس صلاة بر آن حضرت در هر وقت ذكر چگونه واجب باشد و جواب دادهاند از احاديث مرقومه كه آنها بر سبيل مبالغه و تاكيد است و در حق كسى وارد است كه اصلا ترك كرده باشد و بعضى گفتهاند در هر مجلس ذكر يكبار واجب است اگرچه ذكر شريف مكرر شود و بعضى گفتهاند واجب است در دعا و بعضى گفتهاند واجب است در نماز و اين قول ابو جعفر محمد باقر است و بعضى گفتهاند واجب است در تشهد و اين قول شعبي و اسحاق است و بعضى گفتهاند واجب است در آخر نماز پيش از سلام و اين قول شافعي است و بعضى گفتهاند كه واجب است وقتى كه آيت كريمه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً بخواند يا بشنود تا آنكه وقتى كه خطيب
آيت شريفه را بخواند سامعين را واجب است كه در دل خودها صلاة بر آن حضرت بفرستند زيرا چه سكوت وقت خطبه واجب است پس لا اقل از دل بخوانند اما جمهور علماء بر آنند كه در عمر يكبار واجب است و در مقامات مرقومه واجب نيست بلكه در بعضى جا سنت مؤكده و بعضي جا مستحب است و تحقيق آن است كه بعد ذكر اسم خداى تعالى-