تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٤ - بخل بيمارى توانگران
استفاده كنى.
«وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ- و يار مصاحب.» غريبى كه مال خود را از دست داده است بر ما است كه او را مهمان كنيم و يارىاش نماييم تا به شهر خود بازگردد. اسيرانى كه در جنگ به دست ما مىافتند بايد در حقشان نيكى كنيم و نبايد به همين بهانه كه ما فرادست ايشان هستيم بر آنان فخر بفروشيم.
«وَ ابْنِ السَّبِيلِ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً- و مسافر رهگذر و بندگان خود. هر آينه خداوند متكبران و فخرفروشان را دوست ندارد.»
بخل بيمارى توانگران
[٣٧] كوه سرفراز، سيل با شدّت و قوّت تمام، از آن فرو مىغلتد بىآنكه صخرههاى سخت آن از قوت يا غرش سيل متأثر شوند.
همچنين است مؤمن، كه احسان/ ٨٠ از همه جوانب زندگى او همانند سيل جارى است بىآنكه خم به ابرو بياورد.
مؤمن بر فقراء فخر نمىفروشد و در همان حال اجازت نمىدهد كه اغنياء هم بر او برترى جويند. در برابر رجال علم سر تسليم و خضوع فرو نمىآورد ولى خود را از علم آنان نيز محروم نمىكند. مؤمن به فقير و غنى يكسان احسان خويش ارزانى مىدارد.
اما توانگرانى كه بخواهند قدرت و سلطه خويش را بر آنان تحميل كنند مؤمن بر آنان برمىآشوبد. مؤمن هرگز در برابر دارايى آنان خضوع نمىكند و از عقابشان هم بيمى به دل راه نمىدهد.
ى از آن جهت كه اغلب توانگران در حق ناتوانان و بينوايان به اشكال مختلف اعمال قدرت مىكنند قرآن در جنبههاى منفى اين طبقه سخن آغاز مىكند تا آنان را از چشم مردم بيفكند، مگر آنكه ملتزم به شروطى باشند چون اطاعت