تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٩ - شرح آيات
داشتيم.»/ ٢٤٥ خداوند با اين حجت توانست ريشه گوسالهپرستى را از دل آنان بركند.
بسيارى از داعيان و مبلغان اين آيين را بكشت و وحدت فكرى بنى اسراييل را تضمين نمود.
[١٥٤] مثلى ديگر باز هم از وقايع بنى اسرائيل. خداوند قطعهاى از كوه را جدا نمود و بر فراز سرشان بداشت و تهديد به مرگشان نمود. تا پيمان تازه گردانيدند.
سپس فرمان داده شد كه به شهر اندر آيند ولى در حالى كه خدا را سجود مىكنند نه گردن افراشته و متكبر و نه به طمع مال و منال. پس براى زندگىشان نظمى نهاد و فرمان داد كه در روزهاى شنبه صيد نكنند و از آنان پيمانهاى سخت گرفت. آيا بنى اسراييل به پيمانهاى خود وقعى نهادند؟ هرگز.
«وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ- و به خاطر پيمانى كه با آنها بسته بوديم كوه طور را بر فراز سرشان بداشتيم.» يعنى كوه را بالاى سرشان برديم تا به عهد و پيمان خود خستو شوند و پايبند.
«وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً- و گفتيم كه سجدهكنان از آن در داخل شويد.» اين در، همان درى بود كه پس از آنكه از بدويت و بيابانگردى خسته شده بودند و از خدا خواستند آنان را به شهر برساند و از كشتهها و محصولات زمين روزى دهد، بر رويشان گشوده شده بود.
«وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ- و گفتيم كه در روز شنبه تجاوز نكنيد.» يعنى در آن روز از مقررات و حدود خداوند درمگذريد.
«وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً- و از ايشان پيمانى سخت گرفتيم.» [١٥٥] ولى چرا پيمان گسستند؟ چرا آيات خدا را انكار كردند؟ چرا پيامبران را كشتند؟ و از متابعت حق دور شدند و چنان نمودند كه دريچههاى دلهايشان فروبسته است و نتوانند اين حقايق را در خود جاى دهند؟ آيا همه اينها به