تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٩ - دو عبرت
اين قربانيها در راه خدا بود.
«فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قالَ لَأَقْتُلَنَّكَ- از يكيشان پذيرفته آمد و از ديگرى پذيرفته نشد. گفت: تو را مىكشم.» انگيزهاى كه قابيل را به ارتكاب اولين جريمه قتل در تاريخ بشر وادار كرد،/ ٣٥٣ انگيزه حسد بود. حسد غريزه حرص بر تفوّق و برترىجويى است.
افراد بشر مىتوانند، بى آن كه نيازى به قتال داشته باشند خيرات زمين را ميان خود تقسيم كنند. زيرا خداوند ضروريات زندگى بشر را به فراوانى فراهم ساخته و در تحصيل آنها به كشاكش با ديگر افراد نيازمند نيست.
ولى جنگها در اثر جوشش و طغيان غريزه برترىجويى كه يك غريزه شيطانى است و بايد بر آن لگام زد و محدودش ساخت پديد مىآيد.
قابيل بر خلاف عقيده داروينىها برادرش را براى تنازع بقا نكشت و نه به خاطر دختر زيباتر آن سان كه مكتب فرويد مىگويد و نه به سبب سوء تربيت يا فشار اجتماع يا مبارزه طبقاتى يا غير آن، بدان گونه كه مذاهب مختلف اجتماعى عقيده دارند، نه، او برادر خود را به انگيزه عشق به برترىجويى و حسد به قتل آورد. اگر بشريت بر غريزه استعلاء در وجود خويش غلبه يابد زندگىاش در صلح سپرى خواهد شد و جنگ ريشهكن مىشود.
موضع هابيل در برابر تهديدات برادرش موضع مسالمتجويانه بود
«قالَ إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ- گفت: خدا قربانى پرهيزگاران را مىپذيرد.»
دو عبرت
نخست آن كه: بسيارى از جنگها به سبب ترس از تجاوز دشمن برپا مىشود. مثلا: يك دولت از تجاوز كشور همسايهاش مىترسد و به تهيه و خريد سلاح مىپردازد. چون كشور همسايه از اين كار آگاه مىشود دچار وحشت مىشود و او نيز به نوبه خود بسيج سلاح مىكند. آن گاه يكى از آن دو مىترسد كه ديگرى در