تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٨ - خط پيامبران
شرح آيات
خط پيامبران
[١٦٣] وحى فرستادن خدا به يكى از بندگانش كارى است بر خلاف عادت طبيعت و مخالفت است با سنّتهايى كه مردم به آنها خوگر شدهاند.
از اين رو مدعيان رسالت همواره با مخالفت مردم رو به رو مىشدهاند بهانهشان هم اين بوده كه دعوى آنها با عادت مألوف مردم مخالف است اما قرآن از اين مانع مىگذرد و مىگويد كه اين نبوت سلسلهاى است طولانى در دورههايى از تاريخ. بنا بر اين اين پيامبر، در امر نبوت و رسالت بدعتى نياورده است و كارى شگفتانگيز نكرده است و پيش از او پيامبران ديگر هم بودهاند.
«إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ- ما به تو وحى كرديم، هم چنان كه به نوح و پيامبران بعد از او وحى كردهايم.» پس از نوح، پيامبران بسيار آمدهاند كه تاريخ از آنها چيزى نمىداند. از اين رو قرآن به آن اشاره كرده است. هم چنان كه بيان نكرده است كه دقيقا فاصله ميان نوح و ابراهيم چقدر بوده است.
«وَ أَوْحَيْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ عِيسى وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَيْمانَ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً- و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و سبطها و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان وحى كرديم و به داود زبور را ارزانى داشتيم.»/ ٢٥٦ با آنكه زبور كتاب تشريع نيست و كتاب دعا و مناجات است آن را بر داود وحى كرده است و اين دليل بر آن است كه خداوند حتى ادعيه و مناجاتها را به پيامبرانش وحى مىكند.
[١٦٤] اينها برخى از پيامبران خدا بودند، گروه ديگرى هم هستند كه مردم آنها را نمىشناسند. پارهاى مىگويند كه رسالت مخالف سنت خداست يا كلا مخالف طبيعت حيات است. نه، رسالت جزئى از اين طبيعت و سنت است. دليل