تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٣ - مفهوم شفاعت در قرآن
شفاعت ابراهيم در حق پدرش نپذيرفت.
فرق شفاعت در اسلام و ديگر اديان بت پرستى و مسيحيت و يهود كه از راه خدا منحرف شدهاند در همين است. شفاعت اسلامى حتميت نمىشناسد و چيزى جز درخواست پيامبر از پروردگارش براى نزول رحمتش نيست. با آنكه پيامبر مستجاب الدعوة است ولى در اين مورد چنان نيست كه خداوند حتما دعاى او را مستجاب نمايد. بلكه گاه آن را رد مىكند، زيرا اوست كه دانا و حكيم است.
اما شفاعت يا فداء در نزد بتپرستان و يهود و مسيحيان چيز ديگرى است، آميخته به خطا، زيرا آنها به تعدد خدايان و وجود شريكانى براى خداى يكتا كه گاه با هم نزاع و همچشمى بر سر بندگان خود دارند، معتقدند. به عبارت ديگر اعتقاد به تعدد مراكز قدرت/ ١١٢ در اداره عالم وجود. و هر مركزى مىتواند ساز خود را بزند و فرمانرواى عرش (ذات بارى تعالى) را مجبور كند كه هر چه او مىگويد، چنان كند.
اين انديشه در قرآن رد شده، زيرا با نظريه توحيد و يكتا پرستى مخالف است. اهميت اجتماعى شفاعت در اين است كه جامعه اسلامى را بيش از بيش منسجم و استوار مىگرداند. زيرا رسول به منزله محورى است كه همه نيروها به گرد آن مىچرخند نه تنها به انگيزه مادى، بلكه به انگيزه غيبى و ايمانى.
امامان كه اوصياء رسولاند و پس از ايشان رهبران دينى كه نيروى اجتماعى خود را از توجه و روى آوردن مردم به آنها- البته به رغبت نه به اجبار- به دست مىآورند در اين باب همانند رسولاند. هر يك از مردم اميد مىدارد كه رهبر براى او در نزد خدا شفيع شود و پروردگارش او را بيامرزد.
نتيجه آن وجود انعطاف در قانونگذارى اسلامى است بدين گونه كه هدفهاى بزرگ بر هدفهاى جنبى تقدم مىيابد و وصول به اين يك موقتا شفيع دست نيافتن به آن ديگر مىشود، بلكه راه رسيدن به آن را در آينده پيش پاى او مىگشايد.
تصور كنيم كه يك رهبر دينى با دشمنان دين سرگرم يك پيكار سرنوشت