تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢١ - دورويى مكن
ايمان دارد، چنين ايمانى به حالش سود نكند و بر پيامبر واجب نيست كه اطاعت خويش را به او به اسلوب ديگرى فريضه گرداند
«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً- هر كه از پيامبر اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است و آنان كه سرباز زنند، پس تو را به نگهبانى آنها نفرستادهايم.»
/ ١٣٢
دورويى مكن
[٨١] زيرا اطاعت از پيامبر به انگيزه مادى نيست، يعنى نفاق و دورويى ورزيدن با پيامبر و تظاهر به فرمانبردارى او حرام است همچنين توطئه كردن بر ضد او.
«وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ- مىگويند: فرمانبرداريم و چون از نزد تو بيرون روند.» يعنى تو را ترك گفتند و از خانه تو بيرون آمدند، «بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ- شب هنگام خلاف آنچه تو مىگويى انديشهاى در دل مىپرورانند.» يعنى در دل خلاف با تو را نهان مىدارند و توطئه مىكنند.
«وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ- و خدا آنچه را در شب در خاطر گرفتهاند مىنويسد.» تا در روز جزا آنان را به محاسبه كشد و تا زمانى كه خدا خود گناه آنان را ثبت مىكند مسئوليت آنان بر عهده تو نيست.
«فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا- پس از ايشان اعراض كن و بر خداى توكل كن كه او كارسازى را كافى است.» رهبرى رسول اللَّه، رهبرى روحى است كه كسانى كه گرد او را گرفتهاند هر يك بسته به شخصيت خويش از آن پيروى مىكنند. چنين دستگاه رهبرى را جايز نيست كه مجمع منافقان باشد، كه چون كار به سختى كشد يا از گرد آن