تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٧ - وظيفه مستضعفان
وظيفه مستضعفان
[٩٧] بر ملل مستضعف كه طاغيان طاغوتى با آنان به ظلم و استبداد رفتار مىكنند و آزاديشان سلب كردهاند واجب است كه عليه طاغيان بشورند. اگر نتوانند در سرزمين ستم به پيروزى رسند بايد به سرزمين ديگرى كه آزادى آنان را ضمانت مىكند مهاجرت كنند. طبعا در سايه دولت اسلامى اراضى مسلمانان جايگاه حريت و مأواى مهاجران طالب حريت باشد. اينان از طريق مهاجرت موضع خود را مستحكم مىكنند. زيرا امت اسلامى رهايى ملل مستضعف تحت ستم را به گردن گرفته است. اين مهاجران آزادىخواه به زودى نيرومند مىشوند و براى رهايى سرزمين خود از يوغ طاغيان و اشغالگران دست به كار خواهند شد.
آنان كه در راه خدا مهاجرت نمىكنند و به موطن امن نمىروند و اين را بهانه خود در ارتكاب گناهان و شركت در ستم و عدم مقاومت در برابر ستمكاران قرار مىدهند جايشان در آتش جهنم است. زيرا ستمديده و ستمگر در گناه يكسانند، زيرا مظلوم مىتوانسته از خود دفع ستم كند و نكرده است.
«إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ- كسانى هستند كه فرشتگان جانشان را مىستانند در حالى كه بر خويشتن ستم كرده بودند.»/ ١٦١ اين ستم كردن بر خود يا بدين گونه است كه در برابر ستم ستمكارانى كه بر آنها ستم مىكردهاند مقاومت نكردهاند يا در زير فشار ستمكاران مرتكب گناه شدهاند.
«قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ- از آنها مىپرسند: در چه كار بوديد.» يعنى زندگى را چگونه و در چه حال مىگذرانيديد. طبعا اينان در حالت رضا نمىزيستهاند و در طاعت خداوند هم نبودهاند، زيرا در سايه حكومت حاكمى ستم پيشه مىزيستهاند. ولى در پاسخ حالت خويش بيان نمىكنند تنها به اقامه عذرها مىپردازند و اين عذرها بزودى مردود مىشود.
«قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ- گويند ما در روى زمين مردمى