تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٢ - اهداف دراز مدت اختلاف
(انرژى كشمكش و برخورد) در راه نابودى و هلاكت به كار گرفته نشود و چنين گردد كه هر گروهى بكوشد سود گروه ديگر را به دست آورد، هرگز چنين نيست، بلكه هر گروه بايد بكوشد به رهاوردهايى بيش از گروه ديگر دست يازد، آن هم در عرصه پهناور زندگى كه جاى كافى براى همه دارد.
حكمت الهى در اختلاف مردم اين است كه در حد نيروهاى ذاتى و امكانات طبيعى كه خدا برايشان فراهم آورده به گزينش بپردازند تا دانسته شود كدام گروه آگاهى و علم بيشترى از زندگى دارد و بهتر مىتواند از آن بهره برد و در نتيجه باور بيشترى دارد و اعمال شايسته بيشترى را به جا مىآورد.
«فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِ- ميانشان به آنچه خدا نازل كرده است حكم كن و از پى خواهشهايشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذارى.» در قرآن علم در برابر هوى آمده است، زيرا هواهاى نفسانى حجابهاى ستبرى هستند كه آدمى را از رسيدن به حق بازميدارند.
«لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً- براى هر گروهى شريعت و روشى نهاديم.» با آن كه شريعت و منهاج به يك معنى است و هر دو به معنى راه و روش است و حتى مىگويند كه آن دو با هم مترادفاند ولى بايد دانست كه «منهاج» در لغت به معنى راه مستقيم است و شريعت راه پهناور، از اين رو در ذهن چنين متبادر مىشود كه منهاج مخصوص امور معنوى است كه از آن به فرهنگ تعبير مىكنيم در حالى كه شريعت مربوط امور اين جهانى و مادى است. و اللَّه اعلم.
اهداف دراز مدّت اختلاف
«وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ- اگر خداى مىخواست همه شما را يك امت مىساخت ولى خواست در آنچه به شما