تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١ - چاره كار يتيم
أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ- مال يتيمان را به يتيمان دهيد و حلال را با حلال مبادله مكنيد و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد.»/ ٢٠ يعنى شما نخست به تباه كردن مال يتيم آغاز مىكنيد و كارتان به تباه كردن اموال خويش مىانجامد
«إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً- اين گناه و ظلم بزرگى است.»
چاره كار يتيم
[٣] اسلام براى مسئله يتيم يك راه حل اجتماعى قرار داده و آن ازدواج است با بيوهزن «صاحب بچههاى يتيم» است.
از اينجا در مىيابيم كه فلسفه تعدد زوجات راه حل برخى مشكلات اجتماعى است.
البته جوانى كه مىخواهد زناشويى كند هرگز به پير زن بيوه نمىپردازد، مگر به عنوان زن دوم خود تا او را در حمايت خود گيرد و حقوق او و فرزندانش را حفظ كند، زيرا ازدواج با مادر براى شوى او انگيزهاى است كه به حفظ حقوق او و فرزندانش (يتيمان) قيام كند، به اعتبار اينكه آنان نيز چون فرزندان نسبى او خواهند شد و در بزرگى او را سودمند خواهند افتاد و او را در نزد مردم بلندآوازه خواهند ساخت.
از اينجاست كه قرآن ميان خوف از ستم بر يتيم و تعدد زوجات رابطهاى ايجاد مىكند
«وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ- اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو دو و سه سه و چهار چهار به نكاح درآوريد.» سپس باز مىگردد و مردان را از ازدواجهايى كه با سوء نيت همراه است يا مرد قادر به اداى حق زناشويى نيست منع مىكند
/ ٢١ «فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً- پس اگر بيم آن داريد كه به عدالت