تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٢ - چگونگى مسح
انگشتان آغاز كند تا به آرنج رسد پدر عمل او را خلاف عادت نمىشمارد؟ يا اگر شما يك نقاش ساختمان را به خانه آوريد تا ديوار خانه شما را رنگ كند و به او بگوييد كه: اين ديوار را تا سقف رنگ كن. نقاش از بالا به پايين شروع به رنگ كردن مىكند يا از پايين به بالا؟ اگر چنين كند و رنگ ديوار ناصاف و زشت گردد، شما به او نمىگوييد مقصودم اين بوده كه مقدارى كه بايد رنگ كنى از زمين تا سقف بوده است؟ و اين تويى كه بايد بفهمى كه اسلوب رنگ كردن ديوار از بالا به پايين است نه از پايين به بالا و تو خود بايد به اسلوب كار خود نيك آشنا باشى.
چون عرف عام مىداند كه اشياء را چگونه بايد شست. شرع مقدارى را كه بايد شسته شود معين مىكند و مردم خود كيفيت شستن را مىدانند.
چگونگى مسح
«وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ- و سر و پاهايتان را تا قوزك پا مسح كشيد.» يعنى جزئى از سرتان را. باء در «برءوسكم» ضرورة دلالت به جزئى از سر دارد. اما پا با آن كه قسمت ديگرى است كه بايد مسح شود، قرآن/ ٣٠٩ «ارجلكم» (پاهايتان را) به فتح لام آورده زيرا ارجل براى «امسحوا» مفعول است و مفعول منصوب است. چرا ارجل را به «رءوس» كه مجرور است عطف نكرده و آن را مجرور نياورده است؟ زيرا ميان مفهوم «مسح به سر» و «مسح به پا» فرق است.
«مسح به پا» كردن غالبا اين معنى را به ذهن مىآورد كه پا وسيله مسح باشد، در حالى كه به سر مسح كردن چنين مفهومى را القاء نمىكند.
در جاى ديگر آمده است
«و اضرب برجلك هذا مغتسل بارد و شراب».
يعنى پايت را بر زمين بزن.
مسلّم است كه در تصور نمىآيد كه سر وسيله مسح باشد، وقتى مىگويد