تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٠ - سپاس حق
جوّ اجتماع از منفى بافيها و نيز رواج دادن اعمال خير و عفو بديهاى ديگران.
پس از بيان اين شروط اساسى براى بركندن ريشههاى تفرقه و نفاق از زمين جامعه، اكنون قرآن بازمىگردد تا گروه ديگرى از منافقان را به ما بشناساند.
اينان جماعتى هستند كه ايمان خويش را تقسيم مىكنند و به برخى از پيامبران و برخى از تعاليم آسمانى ايمان مىآورند و به بعضى ايمان نمىآورند.
قرآن مىگويد: اينان كافرانند زيرا ايمان يك كلّ تجزيه ناپذير است. و بر اين حقيقت در آيه بعدى تأكيد مىكند. پيش از اين به بنى اسرائيل مثل زد كه آنان/ ٢٣٦ به بعضى از پيامبران ايمان مىآورند و به بعضى ايمان نمىآورند. اين ايمان به بعض و انكار بعض ديگر بر حسب مصالح شخصى آنها بوده است.
شرح آيات
سپاس حق
[١٤٧] خداوند از ما بىنياز است. از اعمال ما بىنياز است و به عذاب كردن نياز ندارد. خداوند از عذاب كسى لذت نمىبرد- منزه است او- پس هنگامى كه بندهاى را به عذاب خود گرفتار مىسازد بر حسب استحقاق آن بنده است يا به عبارت ديگر اين مردمان هستند كه عذاب خدا را براى خود مىخرند.
براى اينكه انسان از شر اعمال خود در امان بماند، بايد مؤمن شود و براى اينكه مؤمن شود، بايد سپاس حق به جاى آورد، زيرا كسى كه شكرگزار نعمت خدايى است بر اوست كه بر زندگى نگاهى مثبت و خوش بينانه داشته باشد و به هر نعمتى چنان بنگرد كه آن نعمت عطايى تازه است كه او در خور آن نبوده است و هر بار، و در هر لحظه ممكن است كه از او سلب شود. پس از يك سو قدر آن نعمت را مىشناسد و از سوى ديگر سپاس منعم- يعنى ذات بارى تعالى- را بر خود فرض مىشمارد. بدين گونه بر ايمانش افزوده مىگردد و به رحمت واسعه خداوند، و بر قدرت و سلطه او بر زندگى آگاهى مىيابد.
نديدهاى كه چون مردى سخاوتمند تو را مهمان كند، در حالى كه تو را بر او