تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣ - جنبه اجتماعى حق تملك
زن اعطا كرده است.
واقع اين است كه جاهليت جز ستم به ناتوانان كارى از دستش برنمىآيد و زن نيز عضو ناتوان جامعه بود، ولى هنوز هم جهان غرب بر او ستم روا مىدارد و شخصيت و حقوق او را مورد تهاجم قرار مىدهد.
قرآن از مهر به واژه «صداق» تعبير مىكند تا به فلسفه آن كه «مصادقت» در تعهد زوجيت است تأكيد نمايد. زيرا مردى ممكن است زنى را به رؤياهاى شيرين ازدواج بفريبد و چون به كام دل خود رسيد به دست فحشايش رها سازد.
مرد بايد براى اثبات صداقت خود در محبت زن و حسن نيتش در ادعاء زناشويى مالى بر عهده گيرد و اين مال همان مهر است. خداى تعالى بدين سبب مىفرمايد
«وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً- مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پارهاى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان باد.» در اين آيه «نحله» به معنى عطا و بخشش است. يعنى آن مال را به آنان عطا كنيد و بازپس مگيريد و «هنىء» چيزى است كه سبب راحت و رضايت نفس گردد و «مرىء» چيزى است كه سبب راحت و خوشى جسد شود.
ترديد نيست كه مال حلالى را كه آدمى به گوارايى مىخورد سبب راحت جسمى نيز مىگردد زيرا ميان جسم و جان رابطه و علاقه است.
جنبه اجتماعى حق تملك
[٥] مال يكى از حقوق فرد است ولى ملك همه مردم است. بر مردم است كه مواظبت كنند تا مال وسيله فساد نگردد. سفيهان از حق تصرف در اموالشان محروم شدهاند زيرا اين اموال پيش از آنكه متعلق به سفيه باشد متعلّق به اجتماع است.
سرمايه بايد كه در فعّاليتهاى اجتماعى نقش خود را بخوبى ايفاء كند و