تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٧ - سرپرستى مرد، چرا؟
دينى بطور اخص، در برابر علم و در برابر اجتماع ادامه مىدهد.
در خلال سخن از حقوق اينان، قرآن ما را به ضرورت محدود كردن آن در چارچوب ارزشهاى اسلامى سفارش مىكند تا مباد يكى از آنها به يك طاغوت اجتماعى بدل شود كه جز از خدا اطاعت كند.
شوهر داراى حقوقى است ولى در محدوده اطاعت از خدا و پيامبرش و اولو الامرى كه خداوند ما را به اطاعت از فرمان آنها فرمان داده است.
/ ٧٣ همچنين پدر و مادر نيز داراى حقوقى هستند ولى نه به آن معنى كه فرزند مسلمان- چنان كه پارهاى پنداشتهاند- بايد در تمام اعمال و افكارش از آنان متابعت كند اگر نه چنين باشد احسان به والدين به پرستش ناپسند آنها و شرك آشكار تبديل مىگردد.
همچنين توانگران نيز در خور احترامند، ولى اگر در انفاق اموال خود بخل ورزند بدترين مردمند و بر جامعه است كه آنان را از چشم بيندازد تا مباد به صورت طبقهاى كه مردم ديگر را بنده خود مىخواهند تبديل شوند و بر ديگران ستم روا دارند.
همچنين مردان علم و دين را حقوقى است ولى بايد توجه داشت كه به صورت طبقه طاغيهاى كه در عوض ذات بارى مورد پرستش قرار گيرند در نيايند.
شرح آيات
سرپرستى مرد، چرا؟
[٣٤] جامعه را به نظم و انضباط نياز است و براى اين نظم نياز به كسى است كه آن را بر پاى دارد و تحت فرمان خويش گيرد و از طغيان و تعدى و تجاوز ممانعت به عمل آرد، معمولا نظم و انضباط از خانواده آغاز مىشود آن هم در ارتباط زوجيت كه يكى سكّان كشتى را به دست دارد.
نبودن يك رهبر سبب هرج و مرج مىشود و اسلام هرج و مرج را مردود مىدارد، آن سان كه طبيعت هم مردودش دارد. از آنجا كه خداوند مرد را آفريده و