تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٧ - تعدد زوجات
بكوشيم و با حرص آز و بخل مبارزه كنيم و به صلح و مدارا روى آوريم.
«وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً- و اگر نيكى و پرهيزگارى كنيد، خدا به هر چه مىكنيد آگاه است.»/ ٢٠٩ يعنى خدا آگاه است كه حقوق ديگران را حتى بيش از استحقاقشان ادا مىكنيد و درجه اخلاص شما را مىداند. به هنگام گرفتن حقوق خود از آنها، از خدا پروا كنيد و تنها، زمانى چيزى را تصاحب كنيد كه يقين كنيد واقعا حق شماست.
تعدد زوجات
[١٢٩] مرد بهتر است كه بيش از يك زن نگيرد. زيرا اگر از يكى افزون شد وظيفه شرعى حكم مىكند كه ميانشان به عدالت رفتار كند. ولى چه بسا يكى از آن دو زيباتر است و در اين حال طبع مايل به اوست و رعايت عدالت كارى صعب خواهد بود. تا كار به آنجا مىكشد كه بكلى مهر از يكى ببرد و سرگشته رهايش سازد. يعنى نه او را مانند يك همسر پذيرفته است كه همه حقوقش را ادا كند نه او را طلاق گفته كه آزادانه بر حسب ميل خود زندگى كند.
«وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ- هر چند بكوشيد هرگز نتوانيد كه در ميان زنان به عدالت رفتار كنيد لكن يكباره به سوى يكى ميل نكنيد.» به عبارت ديگر اگر زن ديگر گرفتيد بايد فقط بر حسب مصلحت يا ضرورت باشد.
براى مثال هر گاه بيوه زنى را ديديد كه به حمايت زناشويى نياز دارد و كسى عهدهدار او نيست با او ازدواج كنيد يا در صورتى كه شمار زنان بسيار بيشتر از شمار مردان است يا به هر دليل ديگرى كه مشكلهاى اجتماعى پديد مىآورد- در صورتى كه تعدد زوجات در كار نباشد- يا هنگامى كه زن اوّل نازا يا بيمار يا سالمند باشد به گونهاى كه نتواند حقوق زناشويى را بربياورد.
امّا در وضع عادى كه گرفتن همسر دوم صرفا جنبه شهوى يا تفنّنى دارد،