تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٦ - دوستى و پيوند با چه كسى؟
يعنى ميان كافران و مؤمنان و اين از عبارت بعد روشن مىشود
«لا إِلى هؤُلاءِ وَ لا إِلى هؤُلاءِ- نه با اينان و نه با آنان.» زيرا شك در دلهايشان لانه كرده و ديگر نمىتوانند با مقياس صحيح/ ٢٣١ ميان حق و باطل فرق نهند و در نتيجه هيچگاه روى هدايت نخواهند ديد.
«وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا- آنكه خدا گمراهش كند، هيچ راهى براى او نخواهى يافت.» خداست كه بندگانش را كه در طريق هدايت ره مىسپرند هدايت خواهد كرد. اما كسانى را كه از طى اين طريق تن مىزنند و دريچههاى دل خود را بر روى آن مىبندند خداوند چگونه هدايت كند؟
آنان را در وادى ضلالتشان واخواهد گذاشت و كسى جز خدا نمىيابند كه هدايتشان كند.
هدايت را نيز چون علم تصور كنيم. ما چگونه به علم دست مىيابيم؟
مسلما از طريق تحصيل علم. پس كسى كه براى تحصيل علم تلاش نمىكند يا بدتر از اين درهاى علم را به روى خود مىبندد و نمىگذارد كسى بر او داخل شود تا چيزى بياموزدش، مسلما در وادى نادانى سرگشته خواهد ماند از اين مقوله است گمراه كردن خداى تعالى منافقان را.
دوستى و پيوند با چه كسى؟
[١٤٤] اين برخى از صفات منافقان بود و بر ماست كه از انحراف آنان بر حذر باشيم و اين انحراف از دوستى و پيوند با كافران آغاز مىشود و اين دوستى و پيوند به دو سبب است يا از خوف است يا از طمع.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به جاى مؤمنان كافران را به دوستى مگيريد.» آدمى نمىتواند با دو جبهه متناقض دوستى ورزد خواه و ناخواه يا به جبهه كافران روى مىآورد يا به جرگه مؤمنان مىپيوندد.