تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٨ - مستضعفان و وظيفه هجرت
بوديم زبون گشته.» گويند، زبون گشته و نمىگويند ناتوان. زيرا خداوند هيچكسى را ناتوان نيافريده، بلكه مردم اگر ناتوانند خود در ناتوانى خود سهيم بودهاند يا يكديگر را به ورطه ناتوانى كشيدهاند
«قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها- فرشتگان گويند: آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن مهاجرت كنيد.» تا زمانى كه زمين از آن خداست و مردم بندگان خدايند، چرا بايد تنها در يك زمين زندگى كنند؟ چرا بايد در برابر همانندان خود جبين عبوديت بر زمين سايند حتى اگر مورد ستم و سركوبى واقع شوند؟ چنان كه على عليه السلام گفته است.
جزاى اينان شركت ايشان است در ستم ستمكاران بر آنان افزون بر جزاى گناهانشان. تا زمانى كه مىتوانند از سرزمين ستم مهاجرت كنند، هرگز نمىتوانند فشار ستمكاران را بهانه اعمال خود قرار دهند.
«فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً- مكان اينان جهنم است و سرانجامشان بد.»
مستضعفان و وظيفه هجرت
[٩٨] آرى، گروهى از مستضعفان هستند كه نمىتوانند مهاجرت كنند/ ١٦٢ خداوند ايشان را از مهاجرت از سرزمين ستم معاف داشته است.
«إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا- مگر مردان و زنان و كودكان مستضعفى كه هيچ چارهاى نيابند و به هيچ جاى راه نبرند.» اينان مردان يا زنان، يا جوانانى هستند و اين بدان معنى است كه هجرت بر همه مردان و زنان و جوانانى كه قادر به هجرت هستند واجب است. بنا بر اين زنى كه خود به هجرت قادر است ولى شويش قادر به هجرت نيست بر او واجب است