تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٠ - اطاعت طاغوتان ضلالت است
اطاعت طاغوتان ضلالت است
[٦٠] از داورى رسول روى آوردن به داورى حكام جائر يعنى طاغوتان ضلال شيطانى است. زيرا خداوند مؤمنان را فرمان داده كه فرمان طاغوت نبرند و در برابر سلطه او سر فرود نياورند، پس چگونه جايز است كه او را حكم قرار داد تا در امور داخلى مؤمنان دخالت كنند؟!/ ١٠٩ «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً- آيا نمىبينى كه مىپندارند كه به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو نازل شده است ايمان آوردهاند. ولى مىخواهند كه بت را حكم قرار دهند، در حالى كه به آنان گفته شده كه بت را انكار كنند. شيطان مىخواهد گمراهشان سازد و از حق دور گرداند.» آيا ادعاى ايمان آن گروه كه سادهترين قواعد ايمان يعنى مخالفت با طاغوت را برنمىتابند، ايمانى درست است؟ اينان چون به سوى طاغوت مىروند هر چه بيشتر از طريق هدايت دور مىگردند.
خداوند پيامبرانش را فرستاد تا مردم به ياد پروردگارشان باشند و او را به يكتايى بپرستند و از پرستش طاغوت رهايى يابند پس چون مردم به پرستش طاغوت روى آرند همه چيز پايان يافته و جز پوستهاى از ايمان باقى نمىماند.
[٦١] در حالت آسودگى اينان از رهبرى رسول خود را به يك سو مىكشند و دلى پر كين دور مىشوند و به طاغوت پناه مىجويند. بدين پندار كه اين عمل، بيشتر به سود آنهاست ولى بزودى در مىيابند كه طاغوت آنان را فريب داده و قصد آن دارد كه طوق بندگى خويش به گردنشان نهد. پس نزد رسول باز مىگردند و از كردار پيشين خويش پوزش مىخواهند، كه اگر چنان كردهاند در كار خود نيتى نيكو داشتهاند و مىخواسته به مردم خدمت كنند و اختلافات ميان آنها را حل كنند.
طبيعة اين معاذير، باطل و سخيف است ولى بر پيامبر است كه آنان را يكسره طرد