تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٦ - سازش در پيوندهاى خانوادگى
بدون دادن مهر ازدواج كند، ولى گاه زنان توانگرى هستند كه به سببى با مردان فقير ازدواج مىكنند آيا نبايد اين زنان از مهر خود صرف نظر كنند و آن را به شوهر خود ببخشند.
آرى، زيرا اين با واقعگرايى قانونگذارى اسلامى موافق است./ ٢٠٨ بنا بر اين گاه مصلحت زن در اين است كه همه حقوق خود را مطالبه نكند و اين در چند مورد محتمل است
١- گاهى زن بر حسب مقتضيات زندگىاش استحقاق همه حقوق خود را ندارد، مثلا زنى است پير و زشترو و سترون و از خاندانى پست و نادان. وقتى كه اين زن به مردى كه در همه موارد بر خلاف اوست شوى مىكند مسلم است كه براى حفظ محبت شوهرش بايد از برخى از حقوق خود صرفنظر كند.
٢- گاه شوهر در موقعيت دشوارى است، اگر زن بر او فشار آورد تا همه حقوق خويش بستاند، اى بسا مرد ناچار به طلاق شود. در اين صورت خير زن در اين است كه از پارهاى حقوق خود چشم بپوشد تا به پارهاى ديگر كه ضرورىتر است دست يابد.
٣- گاه شوهر مرد منحرفى است و در حقوق زوجهاش به او خيانت مىكند ولى زن اگر با همه اين معايب با او بماند بدين اميد كه شايد روزگارى اصلاح شود بهتر از اين است كه سركشى كند و روابط زناشويى را به پايان رساند كه در آن صورت ضررش متوجه هر دو خواهد شد.
موارد استثنايى ديگرى هم هست كه زن به رضا و رغبت از پارهاى از حقوق خود مىگذرد و با شويش مصالحه مىكند. اين قانون آشتىطلبى زندگى زناشويى را تحملپذير و حتى شيرين مىكند.
«وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَ- بخل و فرومايگى بر نفوس مردم غلبه دارد.» يعنى آزمندى و بخل و خست و خودخواهى بر نفوس مردم چيره شده از اين رو هر يك از دو طرف مىخواهد خود را به آب و آتش زند تا سهم بيشترى فراچنگ آرد. بر ماست كه همواره در نگهداشت و ادامه روابط اجتماعى بيشتر از گسستن آن