تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣١ - گواهى كفار دليلى زنده
اينكه ملائكه قواى عاقله موكله از سوى خدا، بر طبيعت هستند؟ ممكن است چنين باشد، ممكن هم هست به اين معنى باشد كه فرشتگان عملا در تقويت جبهه رسالت وارد ميدان مىشوند، آن سان كه در جنگهاى حضرت رسول وارد مىشوند. يا فرشتگانى كه تعبيرى از گرايشهاى خيراند در قلب انسان، همان گرايشهايى كه فرشتگان آنها را تقويت مىكنند ولى شياطين با آنها مخالفت مىورزند و چون گرايشهاى خير و رسالات الهى متفق شوند در مىيابيم كه فرشتگان بر صدق آن رسالات گواهى مىدهند.
آيا رسول خدا يك بار به دل يكى از عربها اشاره نكرد و به او نگفت كه «هر چه اين به تو مىگويد عمل كن كه حق است»؟
مهم اين است كه خدا و ملائكه به صدق رسالت رسول شهادت مىدهند ولى از راههاى مختلف.
گواهى كفار دليلى زنده
[١٦٧] گواهى بر صدق رسالت از جانب ديگر هم مىآيد، يعنى از سوى كفار خود. آنجا كه در برابر ارزشهاى الهى چون حريت و عدالت، مقاومت مىكنند همين امر ضلالت را در برابر ما با تمام زشتى و بطلانش مجسم مىسازد.
تو وقتى به واقعيت سركوبى و قهر و ظلم پى مىبرى كه آن را خود در يك رژيم طاغوتى ديده باشى و ديده باشى كه چسان كرامت انسانى لگدكوب مىشود و چگونه حقوق انسانها غصب مىگردد و چگونه آزاديهايشان در سايه چنين رژيمى بر باد مىرود. در چنين وضعى است كه به بطلان ايدئولوژى طاغوت كه/ ٢٥٩ اين رژيم بر آن متكى است آگاه مىشوى همانطور هم كه به صدق انديشهاى كه با اين ايدئولوژى مخالفت ورزد پى مىبرى.
بنا بر اين نگريستن به جبهه كفر ما را به صدق رسالت راه مىنمايد.
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلالًا بَعِيداً- هر آينه آنان كه كافر شدهاند و از راه خدا روى گردانيدهاند سخت به گمراهى افتادهاند.»