تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٥ - خدايى جز الله نيست
خدا همان مسيح پسر مريم است، كافر شدند. مسيح گفت: اى بنى اسراييل، اللَّه پروردگار من و پروردگار خود را بپرستيد. زيرا هر كس كه براى خداوند شريكى قرار دهد، خدا بهشت را بر او حرام كند و جايگاه او آتش است و ستمكاران را ياورى نيست.» چگونه ممكن است خدا مردم را از پرستش خود منع كند؟ اگر مسيح خداست چگونه ممكن است ما را به عبادت ديگرى وادارد؟
مسيح خود از دعوتگران به وحدانيت خداست به صراحت مىگويد: «اللَّه پروردگار من و پروردگار شماست». سپس مردم را از شرك به خدا بر حذر مىدارد و جزاى مشرك را معين مىكند و تأكيد مىكند كه نه او و نه ديگران، نمىتوانند در برابر اراده خداوند مقاومت كنند تا چه رسد كه ظالمى را يارى كنند و از عذاب آتش برهانند.
خدايى جز اللَّه نيست
[٧٣] مسيحيت كژ راه بر خود قبولانيده است كه اللَّه همان مسيح است يا اللَّه شريك مسيح است. اين از اختلاف در افكار قديم جاهلى منبعث مىشود كه گاه به وحدت وجود مىگرايد و گاه به تعدد وجود. چه عقيدهشان بر مبناى اصل اول باشد يا دوم، كفر است و كفر.
«لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ- آنان كه گفتند: اللَّه سومين سه است كافر شدند.» زيرا اللَّه به معنى احديت مطلق است و اگر كسى آن را منكر شود خود الوهيت را منكر شده است.
«وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ- در حالى كه هيچ خدايى جز اللَّه نيست.»/ ٤٣٧ از اين رو هر كه يكتايى خدا را انكار كند، خدا را انكار كرده است. زيرا اين كسى كه براى خود شريك پذيرفته است خدا نيست، آيا كسى كه نتواند شريكش را چاره كند خداست؟ يا آن كه بدون يارى شريكش قادر به انجام كارها