تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٨ - ميان خود و جامعه
شرح آيات
ميان خود و جامعه
[٥٨] هر كس بايد واعظ خويش باشد و نگهبان و مواظب نفس خود./ ١٠٧ مثلا اگر مالى را به او سپارند نگهداشت آن سهل نينگارد، تا آن را به صاحبش باز گرداند.
بر هر مسلمانى است كه واعظ مردم باشد و نيز نگهبان و مراقب آنها، و بكوشد تا حقوقشان را از روى عدالت به آنها بازگرداند.
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَمِيعاً بَصِيراً خداوند به شما فرمان مىدهد كه امانتها را به صاحبانشان بازگردانيد و چون در ميان مردم به داورى نشينيد به عدل داورى كنيد. خدا شما را چه نيكو پند مىدهد، هر آينه او شنوا و داناست.» در اينجا ارتباط استوارى است ميان اداى امانت و اقامه عدل، زيرا كسى كه حقوق مردم را ادا نمىكند، چگونه مىتواند ديگران را در اداى حقوقى كه به گردن دارند يارى دهد؟ در نتيجه چگونه مىتواند در جامعه پاسدار عدالت باشد؟
واجب نيست كه داورى در ميان مردم به صورت دولتى و رسمى باشد بلكه بيشتر به صورت همكارى اجتماعى است براى حل مشكلات و مسائلى كه افراد اجتماع با يكديگر دارند، پيش از رجوع به محاكم.
هنگامى كه ميان دو شريك نزاعى پديد آيد، نخستين كارى كه هر يك از آن دو بايد بكنند اين است كه به نزديكان چشم دوزند تا آنان به داورى پردازند. و اگر آنان بحق مؤمن باشند، موارد خطا را به خطاكار خواهند نمود و حق را به حقدار خواهند داد و خاطى را قبل از آنكه دعوا به محكمه ارجاع شود مجاب مىكنند. اما اگر بر خلاف شيوه مؤمنان در حكميت عدالت نورزند و هر يك از حاكمان جانب خود را تقويت كند و مدعى را به گرفتن مدعايش دلير سازد اعم از اينكه بر باطل باشد يا بر