تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٧ - تقلب و تحريف
دلى كه نرمى يافته همانند زمينى نرم است كه كشته آن سبز مىشود و در خور آبادانى است.
اما اگر در ورطه نادانى افتادى و به خدا ايمان نياوردى و به خطرهايى كه تو را تهديد مىكند گوش ندادى و منافعى را كه ممكن است به تو روى آورد نشناختى دلت سخت مىشود نه از اميدى مىلرزد/ ٣٢٧ و نه از بيمى. چنان احساس مىكنى كه جهان فسرده است، به گونهاى كه نه نعمت را زوال است و نه نقص و عجزت را پايانى است. ندانى كه چرا بايد بيمناك شوى و به چه بايد اميدوار گردى؟ و درباره چه بينديشى؟ و به كدام سو بايد حركت كنى و در كدام جهت فعاليت نمايى؟
دل فروبسته، در خود زندانى است. سببى براى معرفت حيات نمىبيند و با سنن زندگى راه به موافقت نمىپويد و به حقايق آن دل نمىسپارد. زيرا نه در آن بيمى است و نه در آن اميدى. هم از اين روست كه علم را خوار مايه مىشمارد و حق را بىارج مىداند و رسالتهاى آسمانى را به هيچ مىانگارد بلكه بر حسب اوهام خود آنها را به بازى مىگيرد.
چنين دلى كلام خدا را تحريف مىكند، زيرا براى آن ارزشى قايل نيست و نمىداند كه كلام خداست كه منشأ خيرات است و دافع همه زيانها. اساسا موجودى اين چنين نه زوال خيرات را درك مىكند، نه روى آوردن شوربختيها را.
از اين روست كه خداى تعالى چون يهود را لعنت نمود، دلهايشان را سخت گردانيد و آنان كلام خداوند را تحريف كردند.
«يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ- كلمات خدا را از معنى خود منحرف مىسازند.» آنها هر كلامى را از معنى صحيح خود دور مىگردانند و بدان معنى ديگر مىدهند. گاه اين تحريف بدين گونه است عين كلمه را تحريف كنند، آن سان كه بشارت ظهور محمد (ص) را كه در تورات آمده بود دگرگون ساختند تا با دلايل بعثت آن حضرت موافق نيفتد يا آن كه كلمه را از معنى اصلىاش دور مىكنند و از آن