تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٢ - حد قطع دست
در آسمانها و زمين است. از اين رو هر كه را بخواهد عذاب مىكند و هر كه را بخواهد مىآمرزد پس نبايد بشر در كرم و بخشايش گسترده پروردگارش به تنگنظرى گرفتار آيد.
شرح آيات
[٣٨] هنگامى كه دست خيانتكارى به دارايى ديگرى دراز مىشود، اين دست به سوى امنيت بلد شهر و كشور، دراز شده است/ ٣٦٩ و افراد اجتماع را كه در طلب حصول آن مال سعى و تلاش كردهاند دلسرد و مضطرب خواهد ساخت. دقيقا، هم چنان كه كشتن يك تن به مثابه كشتن همه مردم است، زيرا امنيت همه اجتماع را تهديد مىكند، همچنين هنگامى كه امنيت شهر و كشور از ميان برود مردم، ديگر در راه سازندگى كشورشان و به كار بردن توانهاى خود در اين راه و گردآورى ثروت ملى براى آينده كشور انگيزهاى نمىيابند. از اين رو در اسلام كيفر دزد سخت است.
ولى به سختى عقوبتهايى كه در ديگر رژيمها براى سارق معين كردهاند يعنى حكم به قتلش دادهاند، نمىرسد. در اسلام مقرر شده كه فقط دست دزد را ببرند تا كيفر. عمل او سبب عبرت ديگران گردد.
«وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ- دست مرد دزد، و زن دزد را به كيفر كارى كه كردهاند ببريد. اين عقوبتى است از جانب خدا و خدا پيروزمند و حكيم است.»
حد قطع دست
فقها مىگويند انگشتان دست راستش را ببرند، اگر آنچه را دزديده در جايى بود كه بر آن قفل و بند نهاده باشند. معلوم مىشود كه عقوبت بايد در كمترين مقدار ممكن باشد و كمترين مقدار در دست، انگشتان است. هم چنان كه اگر سرقت در جايى صورت گيرد كه بر آن قفل و بندى نباشد عرفا بدان سرقت نمىگويند.
دولت اسلامى مظهر عزت و قوت و قدرت و حاكميت الهى است، هم چنان