تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٩ - منافقان و ارتباط با بيگانه
خدايى را به بازى گرفتهاند و آن را وسيله گذران زندگى دنيوى خود كردهاند. از اين رو به نظر يك جستجوگر حق به ايمان نمىنگرند بنا بر اين محال است بدان راه برند.
كسى كه مىخواهد آينهاى بخرد گاه چنان به قطر شيشه و وزن آن سرگرم مىشود كه براى او نگريستن در تصوير آينه ميسّر نمىشود زيرا او از تصاوير داخل آينه به دقت در قطر شيشه و زيبايى و استحكام قاب آن پرداخته و اين مثل كسى است كه به امر دين به صورت يك وسيله ارتزاق مىنگرد آن سان كه تاجر به تجارتخانهاش و بقال به دكانش. بنا بر اين چگونه مىتواند حقيقت دين را درك كند يا به آن عمل نمايد؟ آرى، چنين كسى در تمام عمرش از هدايت برخوردار نمىگردد.
منافقان و ارتباط با بيگانه
[١٣٨] «بَشِّرِ الْمُنافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً- منافقان را بشارت ده كه عذاب دردآور برايشان آماده است.»/ ٢٢٤ [١٣٩] وقتى در اين آيه سخن از منافقان رفته، بايد بدانيم كه دقيقا چه كسانى هستند. منافقان گروهى از افراد جامعه اسلامىاند كه در دوستى خود گرفتار دوگانگى شدهاند. يا به عبارت ديگر در جامعه اسلام و ايمان زندگى مىكنند ولى براى دست يافتن به قوت و عزت و مال و منال با جامعه كفر دوستى مىورزند.
مثلا در جامعه امروز اسلامى گروههايى را مىشناسيم كه براى حصول قدرت و عزت تلاش مىكنند ولى چون به آن دست يافتند از انجام كارهايى جدى بر حسب ارزشهاى جامعه اسلامى سرباز مىزنند، يا در پى يافتن بيگانهاى هستند كه به دامن او آويزند و بدين منظور سازمانهاى سياسى راست يا چپ را برمىگزينند تا شايد به پايمردى آنان بدان قدرتى كه خواهانش هستند دست يابند.
چه بسا روزى چند به سبب اين وابستگى بر هموطنان و برادران خود سيادت