تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣ - پارهاى از حقوق زناشويى زن
باز پس ستانيد بر آنها سخت مگيريد.» به نظر من مىرسد تعبير «لتذهبوا ببعض» بر طلاق اشاره دارد، زيرا تعبير بردن دلالت بر دور كردن چيزى دارد مثل بردن مال از سوى سارق.
«إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ- مىدهد كه زن خود را به زور وادارد تا از بخشى از مهر خود صرفنظر كند و او را طلاق گويد و اين كيفر خيانت اوست به شوى خود.
ديگر از حقوق زن اين است كه مردان با آنان به نيكى رفتار كنند و حقوقى را كه عرفا به او تعلّق مىگيرد به او بپردازند و براى انتقامجوئيها يا خشم و كينهاى موقت آن را زير پاى نگذارند.
«وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً- و با آنان به نيكويى رفتار كنيد و اگر شما را از زنان خوش نيامد چه بسا چيزها كه شما را از آن خوش نمىآيد در حالى كه خداوند خير كثيرى در آنها نهاده باشد.» نظام اسلامى در بسيارى از تشريعات خود به عرف عام تكيه مىكند، البتّه پس از آنكه آن را در يك چارچوب كلّى بر مبناى نبوت قرار مىدهد. در باب زندگى زوجه و حقوق او قانونگذارى اسلامى بر عرف متكى است و يك زندگى يا طرز معاشرت خوب همان است كه عرفا چنان باشد.
[٢٠] صداق يا مهر چيزى است كه شوى به هنگام عقد ازدواج به زن مىپردازد. آيا صداق در دست زن در مقابل استمرار عقد ازدواج يك گروگان است و هر گاه زن يا شوى بخواهند رابطه زوجيت را نسخ كنند، شوى مىتواند مهر را پس بگيرد؟
/ ٤٥ البته، نه. صداق يا مهر تصديق صدق ادعاى شوى است در ازدواج و بناى اساس خانواده. مهر ملك كامل زوجه است به مجرد انجام عمل جنسى و شوى حق ندارد به هنگام طلاق دادن زن خود مهرى را كه به او داده بازستاند هر چند مبلغ آن