تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٩ - قوانين حفظ خون مردم
قتل، قتل است اگر چه شيوههاى مختلف دارد: كسى است كه خود به دست خود مردم را مىكشد، و كسى است كه مردم را به كشتن محكوم مىكند و كسى است كه با افكار ويرانگر خود در قتل مردم شركت مىجويد. همه اينها به جهنم مىروند و در آنجا تا ابد عذاب مىكشند.
جامعهاى كه آدمكشى در آن به صورت يك سنت درآمده، جامعهاى است شقى و دور از رحمت خداوند و دور از زندگى آرام و گوارا و دور از ارزشهاى والا، و نزديك به ورطه هاويه و درك اسفل.
زبان زور، زبانى است كه برخى از مردم با آن تفاهم برقرار مىكنند و اين نفرتانگيزترين زبانى است كه درندگان بيشهها با آن سخن مىگويند و هرگز صلاحى به بار نياورد و سوگمندانه/ ١٥٢ جامعه اسلامى اين زبان نفرتانگيز را آموخته است.
قوانين حفظ خون مردم
[٩٤] خون انسان در قانونگذارى اسلامى در درون حصارى استوار از قوانين حفظ مىشود تا كسى را ياراى ريختن آن بناحق نباشد. يكى از مواقع ضرورت تحقيق، تحقيق در حال كسانى است كه در صف كارزار جاى گرفتهاند كه آيا اينان آهنگ جنگ دارند يا قصد صلح و پيش از آنكه يقين حاصل شود كه آنان را قصد حمله است يا مىخواهند در برابر حمله مقاومت كنند جايز نيست تيراندازى از سوى لشگر اسلام آغاز شود.
امت اسلامى اگر از دستگاههاى مخابرات جنگى استفاده مىكند تنها براى آن نيست كه جاى دشمن را بداند بلكه براى اين منظور هم هست كه بداند آيا جز جنگ راه ديگرى هم در پيش هست؟ يا براى مبارزه مىتوان طرق ديگر را هم انتخاب نمود.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد چون براى جهاد رهسپر شويد.»