تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٢٦ - كسانى كه به كفر مىشتابند تو را محزون نكنند
از
اولا: نفاق و از ميان رفتن ايمان حقيقى كه منافق و بىايمان را به دريدن منشور قوانين و عمل به احكام سازمانهاى كفرآميز وادار مىكند.
ثانيا: كفرى كه پارهاى از اهل كتاب چون يهوديان آشكار مىكردند. اينان پيوسته گوش به دروغ سپردهاند و افكار خود را از اجانب الهام گرفتهاند. و اينان كلام خدا را از معانى صحيح آن منحرف مىكنند پيروان خود را به راه و روشهايى معين كه به سود خودشان باشد، فرا مىخوانند.
خداوند خواستار گمراهى ايشان بوده، زيرا اين گمراهى را از زمانهاى گذشته با خود آوردهاند و ديگر، سخن گفتن با ايشان را فايدتى نيست./ ٣٧٥ سبب اين است كه دلهايشان بيمار و ناپاك است و خوارى و رسوايى دنيا و عذاب دردناك آخرت بهره آنهاست.
ثالثا: از صفات اين دار و دسته يكى اين است كه به شنيدن دروغ سخت مشتاقند و حرام مىخورند. بر رسول است كه با آنان مصالحه نكند. يا در ميان آنان به حق حكم كند يا از آنان اعراض كند بى آن كه از آنان بيمناك باشد و خدا مردم دادگر و كسانى را كه به عدالت حكم مىكنند دوست دارد.
واضح است كه آمدن اين گروه در نزد پيامبر براى نزديكى به خداى نبود، بلكه براى اين بود كه از احكام تورات راه گريزى پيدا كنند.
شرح آيات
كسانى كه به كفر مىشتابند تو را محزون نكنند
[٤١] اگر اسلام همان ايمان زبانى باشد بسيارى را مىبينيم كه ادعاى اسلام مىكنند ولى چون پاى عمل به ميان آيد بسيارى از ايشان را مىبينيم كه به سوى كفر مىشتابند، و با تعاليم آسمانى مخالفت مىورزند و از سازمانهاى فاسد طاغوتى پيروى مىكنند. بر دستگاه رهبرى اسلامى است كه از شتافتن اينان به كفر احساس ناتوانى و سستى نكند، زيرا اگر اينان، اين گروه منافق از پيكره جامعه جدا